Aníron

در امتــــــــــــــــــــداد خیابان وانیلا...

Aníron

در امتــــــــــــــــــــداد خیابان وانیلا...

Aníron

+ما اینجا قوز را به شقیقه ربط می دهیم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
محبوب ترین مطالب
آخرین مطالب
  • ۱۷ مهر ۹۷ ، ۰۸:۰۸ Maudie

Ritual

شنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۲۱ ب.ظ

در پی خواندن کامنتهای پست قبل، و یادآوری چیزهایی که مخاطبین عموما پس از شنیدن این قضیه تعریف می‌کنند، به یاد شخصی افتادم  که حتی به خدا هم اعتقاد ندارد، اما هربار قبل از شروع غذا بسم الله می‌گوید چون اعتقاد دارد نمی‌شود همین‌جوری شروع به غذا خوردن کرد. باید یک چیزی گفت. و همین‌طور این درباره‌ی به خواب رفتن، از خانه بیرون رفتن، غذا پختن، حمام کردن و غیره توسط افراد مختلف اجرا می‌شود؛ چون اعتقاد دارند که نمی‌شود‌ همینجوری آن کار را انجام داد، شاید حتی دلیلش را هم ندانند، اما تا انجامش ندهند دلشان آرام نمی‌گیرد و در مواردی، خودشان را توجیه می کنند که اگر فلان کار را انجام ندهم اتفاق بدی برایم می‌افتد.

برای افراد مذهبی، این قضیه حل شده‌تر است، چون به توصیه‌ی دین، اعمالی را انجام می دهند و به آنها اعتقاد دارند، اما عموما برای افراد غیر مذهبی قابل درک نیست که چرا دلشان می‌خواهد در حین کارهایشان یک "مراسم" به جا بیاورند. شاید چون این چیزها صرفا محدود به مذهب نیست، آدمیزاد کلا اجرای "مراسم" را دوست دارد، اینکه کاری که انجام می‌دهد، شروع و پایانی داشته باشد، یا در حین‌ش چیزی را زمزمه کند. این ذاتی‌تر و درونی‌تر از چیزهایی است که می‌شناسیم، شاید از نیاز فطری انسان به "متصل بودن" سرچشمه می‌گیرد؛ یا چیز دیگری که آن را نمی‌دانم، فقط حس می‌کنم که هست.

خلاصه اینکه اجرای مراسمات شخصی هیچ اشکالی ندارد، حتی می‌شود گفت که هر آدمی _مذهبی و غیر مذهبی_ به آن نیاز دارد و شخصا فکر می‌کنم آن آدم باید از خودش بابت وقتی که برای خودش می گذارد تا حس بهتری داشته باشد، ممنون باشد.

۹۷/۰۵/۲۰ موافقین ۸ مخالفین ۰
Faella

نظرات  (۱۱)

الان نمیدونم چی بگم :دی ولی خیلی قبول داشتم

اصلا خیلی از چیزهایی که تو دین گفته شده بخاطر فطرت و ذات انسانه
پاسخ:
درسته..
یه کتابی داره آقای آلن دوباتن ، اسمش دین برای خدا ناباوران هست . خیلی دقیق در همین موردی هست که میگی شاید . و دلیل عمومی اون رو هم همین اتصال بیان کرده اتفاقا اوایل کتاب . اگه وقت داری میتونی اونو هم مطالعه کنی . جالبه . 
پاسخ:
ممنون 
اقای دوباتن از نویسنده های مورد علاقمه، ولی نشنیده بودم اسم این کتابو. ایران چاپ شده؟
فکرمیکنم شاید دلیل این مراسم این باشه که ما برای ترس ها به دنبال قدرت و منبع آرامشی می گردیم، همه مون هم یه نوعی بهش اعتقاد داریم.
پاسخ:
شاید... به نظرم بعضی از این ترسها هم در اثر تلاشمون برای کشف ذات این قضیه به وجود اومدن... یعنی برای حس هامون دلایل اشتباه پیدا کردیم و به چیزهای ناخوشایند ربطشون دادیم...
۲۰ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۵۵ روُباست ‌‍
مناسک مربوطه
پاسخ:
جان؟ D:
نه خب طبعا همچین کتابی رو نمیتونی توی کتاب فروشی پیدا کنی :)) آقای کامبیز توانا ترجمه ش کرده و میتونی توی نت پی دی اف ش رو پیدا کنی منم حالا لینکش رو میذارم . 

yon.ir/alexwat

پاسخ:
ممنون :)
۲۰ مرداد ۹۷ ، ۱۴:۴۸ روُباست ‌‍
هیچی عنوانو زدم تو گوگل گفت میشه «تشریفات» بعد حس کردم تشریفات اونقدر حق مطلبو ادا نمی‌کنه که «مناسک مربوطه» ادا می‌کنه! :))) بعد بلند بلند فکر کردنمو بدون توضیح ارسال کردم :))
پاسخ:
یعنی عااشقتم که انقدر روی هوش من حساب باز کردی =)))
مراسم داریم تا مراسم!
پاسخ:
:)
یه فیلمی دیده بودم اگه اشتباه نگنم افسانه پیانیست اقیانوسها بود
یه بچه توی کشی جا میزارن
اون زمان اوج مهاجرت به امریکا
کارگرا بچه رو بزرگ میکنن و مردی میشه
یه روز عاشق یکی از مسافرا میشه
دختر بهش ادرس میده
پسر بلاخره تصمیم میگیره
کلی خدافظی و گریه و زاری با کارگرای کشتی
اخه بار اول بود که میخواست پاشو رو خشکی بزاره
میاد از پلها پایین
پایین
پایین
ولی پله اخر ایست میگنه
برمیگرده
میگن چی شد تو عاشق دختری اون منتظرته...
میگه نه
من ته این شهر رو نتونستم ببینم
دنیا برای من مثل کلیدای پیانو میمونه
یه سر داره
یه ته
این شهر ته نداره
من از این شهر بی سرو ته میترسم
جای من اینجا  نیست....

هیچی دیگه اخرشم کشی متروکه میشه این میمونه توش و غرقو خدافظی و این صوبتای احساس
همین دیگه!
پاسخ:
اسم این فیلم the legend of 1990 ه. ساخته ی حضرت تورناتوره :دی
ایم... میگم متوجه ربطش به پست نشدم ولی :/ 
اا اره راه همین که گفتیه
ربطش اونجای که ما مراسم میخوایم
یهو غذا شروع کنیم
یهو تموم کنیم
دنیامونم همینجوری میبینم
یه اولو اخر باید براش بزاریم..
پاسخ:
درسته :)
۲۱ مرداد ۹۷ ، ۱۹:۳۰ Hurricane Is a little kid
شدیدا به آداب و رسوم شخصی قائلم. چراش رو هم نمی دونم. مثلا مراسم خداحافظی از مکان های محبوب دارم که خیلی هم مفصله! :-دی
پاسخ:
چقدر جذاب :دی
چهار گوشه ی زمینش رو میبوسی بعد خارج می شی؟ :)))
۲۲ مرداد ۹۷ ، ۰۳:۳۷ פـریـر بانو
نیاز داریم. خودمون رو بکشیم هم نیاز داریم. به اون آرامش نیاز داریم.


یه خدانابوری رو می‌شناسم که هربار حالش بده یا گره به کارش می‌افته می‌گه توروخدا واسم دعا کن! 
پاسخ:
این دله باید یجا گیر بشه گاهی... که نیوفته 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">