Lumière

در امتــــــــــــــــــــداد خیابان وانیلا...

Lumière

در امتــــــــــــــــــــداد خیابان وانیلا...

Lumière

,Éblouie par la nuit à coup de lumière mortelle
Faut il aimer la vie ou la regarder juste passer?



نوشته ها، ترجمه‌ها و آموزش‌ها اکسکلوسیو شخص نگارنده است،
لطفا در صورت کپی، ذکر منبع فراموش نشود
****
نام وبلاگ (لومیه) به معنی روشنایی است



پستهای کامنتدونی بسته، یحتمل موقت هستند

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

8th deadly sin

پنجشنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۵، ۱۲:۰۷ ق.ظ

یک وقتهایی هست که موقع دیدن فیلم یا سریال، آن را روی یک صحنه استاپ می‌کنم و چند دقیقه یا ثانیه یا روز و‌حتی در پاره ای از موارد، چند ماه بعد به سراغش می‌روم. 

این صحنه ها معمولا یا خیلی زیبا هستند و یا خیلی ناامید کننده. مثل صحنه‌ای که کاراکتر مورد علاقه‌ام اشتباه بزرگی مرتکب می‌شود یا اشتباها کسی را می‌کشد یا یکی قاپش را می‌دزدد یا هرچیز دوست نداشتنی دیگر. انگار پرفکتی و کامل بودنش برایم زیر سوال می‌رود و در بعضی موارد برایم می شکند، و خب مسلما این را دوست ندارم و برای هضم قضیه به کمی زمان نیاز دارم. 

به نظرم همیشه همینطور است. سخت است که اتفاقی بیوفتد و آدم مجبور به اعتراف شود. اعتراف به اینکه  آن‌کسی که در هر زمینه‌ای، در زندگی یا کار یا علم یا هرچیز دیگری تا حد زیادی قبولش داری هم کامل نیست. اشتباه می‌کند. و پذیرفتن اشتباه او، خیلی سخت‌تر  از پذیرفتن اشتباه خود آدم است..

۹۵/۱۰/۱۶ موافقین ۲۱ مخالفین ۰
Fa E||a

نظرات  (۱۵)

خیلی زباد!
اینکه من بتونم خودمو قانع کنم که هیچ کس کمال مطلق نداره خیلی سخته!!! 
پاسخ:
بعد فککن کمالگرا هم باشی -_- من بارها سر این قضایا دچار یأس های ‌طولانی مدت شدم :/
۱۶ دی ۹۵ ، ۰۰:۱۹ الکس وات
پذیرفتن اشتباه او . خیلی سخت تر از پذیرفتن اشتباه خود آدم است . 
واقعا جالبه . 

پاسخ:
بنظر منکه اینطوری ه.
فرض کن توی یه چیزی پیرو کسی باشی، و همه جا با حرارت ازش دفاع کنی. یا مثلا یکی از نزدیکان رو خیییلی قبول داشته باشی. بعد اون آدم اگه یه اشتباهی کنه دوبار ضربه میخوری، یبار از انتخاب و اعتماد خودت و اینکه قبول کنی راجبش اشتباه کردی و تیکه های دیگران، و یبار به خاطر از بین رفتن بت ت..
من بعد از فصل سوم داون تاون ابی تا دوسال نتونستم ادامه این سریال رو ببینم. یه قسمت از وجود من مرده بود ... حالا هم هربار بهش فکر می کنم انگار یکی چنگ میندازه توی سینه ام...
پاسخ:
ندیدمش.. اما خیلی چیزا و آدما برام اینطوری شدن... خیلی حس بدیه
8 deadly sin? 
یعنی چی؟
پاسخ:
اگه فیلم ۷ رو دیده باشی یا کمدی الهی رو خونده باشی توش از ۷ تا گناه بزرگ حرف میزنن، 
بنظر من هشتمین گناه بت سازی ه....
۱۶ دی ۹۵ ، ۱۳:۳۸ الکس وات
از فیلم و سریال وقتی به زندگی واقعی تعمیم بدی دردناک تر میشه . 
وقتی که کوچیکتری همه آدم بزرگ ها برات مثل بت هستن . هرچی بزرگ تر میشی کمتر میشه تعدادشون . در نهایت اگه خوش شانس باشی پدر و مادر و چند تا از افراد نزدیکت برات همونی میمونن که بودن . که تازه این به این معنی نیست که واقعا هستن ! 
خیلی ترسناکه . ایمانتو از دست دادن کلا ترسناکه . نسبت به ماشینت باشه حالا وقتی تو سربالایی کم میاره . یا نسبت به بابات باشه وقتی حواسش بت نیست و یکاری میکنه . 

پاسخ:
ربط دادن پفیلا به شقیقه از صفات بارز صاحب این وبلاگه :))
ولی بی شوخی، مگه یکی از دلایلی ک ما فیلمو سریال میبینیم این نیست ک زندگی واقعی رو بهتر درک کنیم؟

+خیلی ترسناکه... انگار ک اون قسمت از شخصیتت که با اون آدم شکل گرفته صدمه میبینه..
اوهوم چقدر عمیق درک کردم حست رو :(
پاسخ:
:(
۱۶ دی ۹۵ ، ۱۷:۰۲ عاشق بارون ...
خیلی خیلی بده... این روزا بدجوری همین حالو دارم... هعی...
پاسخ:
اوهوم...
همه چیز نسبی هست. هیچ چیز کاملی نداریم.
پاسخ:
اوهوم... اما نسبتا کامل ک داریم 
۱۷ دی ۹۵ ، ۰۰:۲۲ الکس وات
به نظر من فیلم و سریال کمک میکنه به تجربه کردن چیزایی که برای تجربه کردنش توی زندگی واقعی یا باید وقت زیادی بذاری یا هزینه زیادی بپردازی . که این یعنی درسته موافقم باهات . ولی گاهی وقت ها هم هست که شکسته شدن اون  بت بهترین انتخابش بوده . که در ادامه فیلم متوجه میشی . 
پاسخ:
گاهی وقتا هم اون اشتباه بخاطر غرورش یا از خود مطمئنی زیادیش بوده یا هرچی... 
۱۷ دی ۹۵ ، ۰۰:۲۲ نیمه سیب سقراطی
من تجربه نکردم این حس رو ...
کلا بدم میاد نصفه نصفه فلیم ببینم !
پاسخ:
منم بعد یه مدت باز میرم سرغش، فقط یکم باید بگذره ک با اتفاقه کنار بیام گاهی -_-
من اصولا مرگ شخصیت ها توی سریال عینهو آب یخ بر پیکره ام میشینه و عینهو ماتم زده ها و عزیز از دست رفته ها تا چند وقت به سوگ می شینم :/
وقت هاییم که بازیگرهای مورد علاقه ام فیلم های چرت بازی می کنن یا این فیلم هایی که چندگانه و چند قسمتین و خفنن و بعد یهو افت پیدا می کنن و تهش چرت سرهم بندی میشن هم خیلی تو روحیه ام تاثیر می ذاره :/
دیگه همینا دیگه، با تشکر از مدیریت وبلاگ لو نمی دونم چی چی :دی  _حال ندارد اسکرول را بکشد و برود بالا و ببیند لو.. چی چی بود :)))
پاسخ:
وبلاگ لولو خورخوره :| یوهاهاهااا -_-

+ منم اگه آریا استارک خال بهش بیوفته دیگه گیم رو نمیبینم -_-
وقتایی م که هیو جکمن فیلم چرت بازی میکنه همین حالتو پیدا میکنم. و البته تام هاردی. که مورد دوم رو خوشبختانه فیلم بد ازش ندیدم هنوز
   
۱۷ دی ۹۵ ، ۱۲:۴۲ بانوچـ ـه
من معمولا وقتی یکی رو بنا بر شخصیتش برای خودم بولد میکنم و بعد از مدتی کلا تصوراتم برعکس بهم ثابت میشن و میفهمم اون کسی نبوده که این همه مدت فکر میکردم زندگی خودم رو استاپ میکنم.
هنگ میشم در واقع.
پاسخ:
اوهوم دقیقا منظورم همین بود...
شاید سختی ماجرا قبول کردن اشتباه اون نیست...قبول کردن اشتباه خود آدم در مواجهه با انتظارات غلطشه...
بنظرم اینکه آدمها نمیتونن کامل باشن و مدام واسش دست و پا میزنند...اینکه کامل بودن حد و مرز مشخصی نداره...اینکه آدم ها غیر قابل پیش بینی اند...اینکه هرچه کاملتر باشن خطاهای فاحش تری سر میزنه ازشون..جالبه!درناکه گاهی..ولی جذابه!
پاسخ:
چقدر خوب گفتی
منم داشتم تلاش میکردم همینو بگم :))) مشکل از بت سازی خود ماست از دیگران..
۱۸ دی ۹۵ ، ۰۴:۳۷ یکی دیگر
چقدر شما بلاگرا دید های جالبی نسبت به زندگی دارید...
پاسخ:
ما بلاگرا؟ :/
۱۸ دی ۹۵ ، ۱۳:۱۱ رخشان الف
هوای نوشتنمان به هم نزدیک است. 
پاسخ:
واقعا؟

:آیکون مردن از خوشی 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">