Aníron

در امتــــــــــــــــــــداد خیابان وانیلا...

Aníron

در امتــــــــــــــــــــداد خیابان وانیلا...

Aníron

+ما اینجا قوز را به شقیقه ربط می دهیم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
محبوب ترین مطالب
آخرین مطالب
  • ۱۷ مهر ۹۷ ، ۰۸:۰۸ Maudie

افسانه ی زن گریان La llorona

پنجشنبه, ۱۱ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۲۰ ب.ظ

 

La Llorona_Chavela Vargas

 

 

 

افسانه‌ی زن گریان، داستان غم‌انگیزی در فولکور مکزیک است که هزاران سال  در کشورهای آمریکای لاتین، سینه به سینه از پدربزرگها و مادربزرگها به نوه ها رسیده است، و حتی برخی قسم می‌خورند که واقعیت دارد...

سالها پیش در دهکده ی کوچکی، دختر  زیبایی به نام ماریا زندگی می‌کرد که بسیار به زیبایی اش مغرور بود. هرچه ماریا بزرگتر می‌شد، زیبایی اش چشمگیرتر و مغرورتر می شد تا حدی که وقتی به سن جوانی رسید، دیگر حتی به مردان دهکده ی خودش نظر هم نمی‌کرد، و ازدواج با  جذابترین مرد دنیا را لیاقت خودش می‌دانست. 

تا اینکه یکروز، سروکله ی مسافری در دهکده ی ماریا پیدا شد، همان مردی که او آرزویش را داشت. جوانی بی باک، پسر گله دار ثروتمند ساکن دشت های جنوب که می توانست مثل یک کومانچی سوارکاری کند. در واقع، او علاقه ای به اسبهای اهلی نداشت و ادعا می کرد که مرد واقعی کسی است که از اسبهای نیمه وحشی رکاب بگیرد. 

او جذاب بود، صدای زیبایی داشت و گیتار می نواخت، و ماریا فکر کرد باید هرطوری که هست او را به دست بیاورد؛ راهش را هم بلد بود.

هربار که پسرک گله دار با او هم مسیر می شد و سعی می کرد سر صحبت را باز کند، ماریا راهش را به سمت خانه کج می کرد. به آوازهای پسرک زیر پنجره ی اتاقش و هدایای پرزرق و برقی که برایش می فرستاد توجهی نشان نمی داد و کم کم پسر مغلوب حیله ی او شد :"آخ از این دختر مغرور... ماریا.. ماریا.. بلاخره یک روز قلبش را به دست می آورم و قسم می خورم که با او ازدواج می کنم."

و به این ترتیب، همه چیز بر طبق نقشه ی ماریا پیش رفت. آنها خیلی زود نامزد شدند و بعد از مدتی ازدواج کردند. در ابتدا همه چیز خوب پیش رفت ، آنها صاحب دو فرزند شدند و خانواده ی شاد و خوشبختی به نظر می آمدند. اما بعد از چندسال، پسر هوس کرد به زندگی خود در طبیعت وحشی و دشتها بازگردد و فقط هر چندماه یکبار، آنهم برای ملاقات با بچه ها به خانه می آمد. او هیچ توجهی به ماریای زیبا نداشت و حتی اقرار کرد که می خواهد از ماریا جدا شود و با زنی از طبقه ی متمول و در سطح خانواده ی خودش ازدواج کند.ماریا با اینکه مغرور بود، اما بسیار برآشفت. او حتی نسبت به فرزندانش هم احساس خشم می کرد،چرا که آنها تمام توجه و محبت شوهرش را داشتند، درحالی که او کاملا نادیده گرفته می شد.

  یک شب، درحالی که ماریا و فرزندانش در مسیر نزدیک رودخانه در حال قدم زدن بودند، کالسکه ای در کنارشان توقف کرد. مرد گله دار که به همراه زن زیبایی در کالسکه نشسته بود، فرزندانش را خطاب قرار داد و با آنها صحبت کرد، اما حتی یک نگاه هم به ماریا نینداخت. بعد اسبهای کالسکه را هی کرد و از آنجا دور شد.

خشم وحشتناکی سرتاپای ماریا را فرا گرفت و لحظه ای بعد، دست فرزندانش را گرفت و به سمت رودخانه کشاند؛ و درحالی که بر اثر جنون اختیارش را از دست داده بود هر دوشان را به رودخانه انداخت. زمانی که کودکان در جریان آب گم شدند، ماریا کم کم به خودش آمد و فهمید چه کاری کرده است، خودش را به حاشیه ی رودخانه رسانید و دستهایش را در آب فروکرد بلکه بتواند آنها را بیرون بکشد، اما آنها دیگر آنجا نبودند.

 

صبح روز بعد، مسافری برای اهل دهکده خبر آورد که زن جوان زیبایی در حاشیه ی رودخانه مرده است. اهالی به دنبال او، جسد ماریا را پیدا کردند و او را در همان نقطه ای که یافته بودند به خاک سپردند. شب بعد از مرگ ماریا، اهالی ده صدای عجیبی از سمت رودخانه شنیدند، صدایی که زوزه ی باد نبود، صدای شیون زنی بود که ناله می‌زد بچه هایم کجا هستند؟ 

و بعد زنی را دیدند که سرگردان در حاشیه ی رودخانه بالا و پایین میرفت. زن پیراهن سفید بلندی به تن داشت، درست مثل پیراهنی که موقع خاکسپاری ماریا به او پوشانده بودند از آن پس، اهالی شبهای زیادی را با صدای شیون زن سفید پوش گذراندند، و دیگر نام ماریا کم کم  به فراموشی سپرده شده و او را با نام la llorona (یورونا) یا زن گریان می شناختندکه میان دنیای مردگان و جهان زنده‌ها سرگردان است و تا زمانی‌که فرزندانش را نیابد، اجازه‌ی ورود به دنیای پس از مرگ را ندارد. فرجام این زن جوان ، سرگردانی و شیون و گریه‌ی ابدی میان دشت و کنار رودخانه است.

 

در ترانه‌ی «زن گریان» که خوانندگان بسیاری آن را با متون گوناگون اجرا کرده‌اند، به این داستان اشاره شده است . برخی ترانه ها از زبان او و برخی خطاب به اوست، اما سازنده‌ی ملودی این نغمه‌ی سودازده، ناشناس است.

اجرای چابلا بارگاس و روبرتو آلانیا دو اجرای مورد علاقه ی من هستند،  

 

 

  

♫ La Llorona_Chavela Vargas 

 

♫ La Llorona_ Roberto Alagna

 

 

ترجمه ی دو نسخه از ترانه


La llorona

(version 1)

 

آنها می گویند من دردی ندارم 

چون گریه ی من را ندیده اند

می گویند عزادار نیستم

چون شیونم را ندیده اند

 

مرده ها ساکتند

چون [حجم] دردشان در صدا نمی گنجد

مرده ها ساکتند، 

چون غم و اندوهشان در صدا نمی گنجد

 

افسوس.. یورونا1.. من را به رودخانه ببر

مرا در پناه ربوزو2ات بگیر

چرا که دارم از سرما میمیرم

 

یک روز من تو را دیدم، که از کلیسا بیرون آمدی و رفتی 

تو یک هویپپیل3زیبا به تن داشتی [و آه یورونا] من تو را با مریم مقدس اشتباه گرفتم

 

افسوس یورونا

یورونای آسمانِ آبی

من از دوست داشتنت دست نمی کشم

حتی اگر [دوست داشتنت] جانم را بگیرد

 

آه یورونا، من راز گلها را نمی دانم 

گلهای قبرستان را 

که وقتی باد آنها را تکان می دهد، گلها مانند زنی سوگوار گریه کنان به نظر می آیند

 

همه من را سیاهپوش می خوانند

سیاهپوش، اما مهربان 

من مانند فلفل سبز (چیلی) هستم

تند و تیز، اما خوشمزه 

 

افسوس.. یورونا.. من را به رودخانه ببر

مرا در پناه ربوزوات بگیر

چرا که دارم از سرما میمیرم

 

چون من عاشقت هستم تو مرا می خواهی یورونا

میخواهی بیشتر عاشق باشم؟

من زندگی ام را به تو داده ام یورونا

دیگر چه می خواهی؟

 


La llorona

(version 2)

 

 

تو یک روز بیرون آمدی و به کلیسا رفتی 

آه یورونا، همان وقت بود که من تو را در حال گذر دیدم 

تو یک هویپپیل زیبا به تن داشتی، و [آه یورونا] من تو را با مریم مقدس اشتباه گرفتم

افسوس.. یورونا، ای مرثیه خوان دشت سوسن های سفید

مرثیه خوان مردی که چیزی از عشق نمی دانست

چیزی از زجر و بیقراری نمی دانست 

 

آه یورونا، من راز گلها را نمی دانم 

گلهای قبرستان،

که وقتی باد آنها را تکان می دهد، گلها مانند زنی سوگوار بی قرار می شوند 

 

آه یورونا، مرا به رودخانه ببر

مرا در پنان ربوزو ات بگیر

چرا که دارم از سرما میمیرم

 

دو بوسه بر جانم حک شده اند و هرگز از خاطرم نخواهند رفت 

آخرین بوسه ی مادرم، و [یورونا] اولین بوسه از تو 


1. llorona :زن گریان
2.reboso شال سنتی مکزیکی
3. huipil لباس محلی مکزیکی
 
 
 

متن اصلی داستان در اینجا 
اطلاعات و متن آهنگ در wikipedia

 

نظرات  (۳۴)

چقـــــدر فوق العادن این افسانه های فولکلور...
خیلی لذت بردم از خوندنش و شنیدن آهنگا...دومی رو بیشتر از بقیه دوس داشتم!صدای غمگینی داره...:)
روزمو ساخت...ممنون واقعن! :*
پاسخ:
نوش جان ^_^

بعضی داستانای عامیانه واقعا زیبان 
روبرتو آلانیا خواننده ی اپرا س عموما، خیلی برام عجیب بود همچین چیزی خونده و انقدر هم زیبا
بسیار زیبا و البته غم انگیز بود این پست...
پاسخ:
من اولین باری که داستانو شنیدم موهای سرم سیخ شد... یه غم خیلی عجیبی هم تو داستان هست هم تو اهنگا.. یه غم غیر عادی
 link midadi dastano miraftim mikhundim lazem nabood copy koni manbasham ke naneveshti
chera nasle copy pastia monxarez nemishe

پاسخ:
داستان و متن آهنگارو خودم ترجمه کردم دوست عزیز :| منبع چی بذارم -_-
آدرس متن اینگیلیسی که از روش برداشت کردم رو گذاشتم اون پایین
http://www.literacynet.org/lp/hperspectives/llorona.html

به نظرم میاد قبلا شنیده بودم داستان رو...نمیدونم شاید توهم زدم.
 ولی خیلی پست خوبی بود. آهنگه چه خوبه!
پاسخ:
چرا توهم؟ شاید شنیدی خب واقعا :))

نوش جان :)
قشنگ بعد لحظه مرگش موهای دستم همین‌طور سیخ بود :))
حتی با ندونستم ترجمه ترانه هم، مزه غم سنگینش به وضوح زیر دندون میاد...
پاسخ:
خیلی حس عجیبی داره..
چه خوب بود این.

پاسخ:
نوش :)
کاش فقط افسانه باشه :(
پاسخ:
اوهوم :(
۱۰ خرداد ۹۶ ، ۱۵:۰۶ شِـــ‌یدا ..
من چندوقت بود که یه اهنگ رو می‌گوشیدم. هر چی فک میکردم میدیدم خیلی آشناست برام. اما چیزی به ذهنم نمیرسید
LA Llorrona- De Votchka 
البته نمیخونه. ایسنترومنتاله. اینایی که گذاشتی رو نگوشیدم هنو. اما اسمشو که دیدم یادش افتادم
پاسخ:
منم این ورژنشو خیلی دوس دارم.
ولی با کلامش و سوزی که توش هست یه چیز دیگه س
۱۰ خرداد ۹۶ ، ۱۹:۵۵ مرد پاییزی
ترجمه و آهنگا چه خوب بودن :) 

دلم خواست دوباره برگردم گیتار تمرین کنم :( 
پاسخ:
نوش جان :)
۱۰ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۱۳ پشمآلِ پشمآلو
اهنگ ورژن اول رو که گوش دادم خیلی خوب بود .. انگا همی بغل نشسه بود با سوز میخوند
داستانش غم انگیز بود ولی خب بیشتر بخاطر بچه ها وگرنه با خود یورونا حس همدردی و دلسوزی نداشتم
پاسخ:
اتفاقا یورونا یکی از شخصیتای ترسناکه تو مکزیک، مخصوصا برای بچه ها.
یه چیزی تو مایه های لولو خورخوره ی ما، و بچه ها رو باهاش می ترسونن که اگه شب بری بیرون یورونا میگیره ت و می خوره ت
اگه عکساشم سرچ کنید معمولا نتایج وحشتناکی میاره :دی
من چابلا بورگاس بیشتر به دلم نشست *___* 

بعد وقتی داشتم گوشش میدادم همش آهنگش و حال و هواش یه جورایی آشنا میزد بعد هی فکر کردم و فکر کردم یادم افتاد کجا شنیدمش یه همچین آهنگی و توی همچین مایه هایی!! گوگوش :| گوگوش یه آهنگ داره که تمش توی این مایه هاست, اسم و متن شعرشو یادم نیست ولی آهنگش تقریبا فکر کنم ازین آهنگه الهام گرفته :| ( یکی از آهنگ های قبل انقلاب و قدیمی گوگوش, حالا یادم اومد اسم آهنگه رو میفرستمش برات :دی) 

در کل خیلی قشنگ بودن *__* مرسی


پاسخ:
ببین اگه فیلم فریدا رو دیدی، احتمالا اونجا شنیدیش. 
رونوشت به تمام دوستانی که میگن براشون آشناس :دی


+نوش جان ^_^
من هدف این قصه رو درک نکردم...
تا زمان اینکه با اون کالسکه روبه‌رو بشه چه کار اشتباهی انجام داده بود که مستحق همچین چیزهایی باشه؟
پاسخ:
افسانه س دیگه، حالا قرار نیس خیلی میک سنس باشه 
۱۱ خرداد ۹۶ ، ۱۵:۵۷ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
جالب بود!
پاسخ:
:)
فکر می‌کنم واقعیت می‌تونه میک سنس نباشه ولی افسانه و داستان باید باشه...
پاسخ:
چرا خب :/
نه فریدا رو ندیدم!! ولی به جان خودم گوگوش بود :دی 
حالا یه بار به آرشیو گوگوشم سرک کشیدم پیداش می کنم :))
پاسخ:
باشع :))
چون فکر نمی‎کنم داستان‌ها و افسانه‌ها بدون دلیل ساخته بشند و فکری پشتشونه چه فکر درست چه غلط ...
داستان واقعی فقط یک تیکه از واقعیّت هست و ما از همه چیزش خبر نداریم.
پاسخ:
دیگه اینو نمی دونم، میتونید از مردم مکزیک بپرسید :))

اما همونطور که تو کامنتا گفتم این زن یکی از عوامل ترسوندن بچه ها هم هس :/
چه قدر خوب بود! چه قدر!
پاسخ:
نوش جان ^_^
چقدر این داستان منو یاد یکی از قسمت های فیلم kwaiden انداخت.
قسمتی که همسر زنی، زن رو رها میکنه.
اگه فیلم رو ندیدی حتما ببین
پاسخ:
نه ندیدم 
فکر میکنم یه نسخشو توی انیمیشن Coco شنیده باشم
چون واقعا شبیه همین آهنگ بود ولی به نظرم قشنگ تر میومد
به هر حال غم انگیز بود و... ممنون 
پاسخ:
آره توی اون انیمیشن Alanna Ubach و Antonio Sol خوندنش 
و به نظرم وحشتناک بود چون مضمون آهنگ غمگینه و با دوبس دوبس جور درنمیاد
خیلی عالی بود مرسی😙
جالب بود من بطور اتفاقی دو فیلم فریدا و کوکو رو همزمان باهم دیدم ولی مجذوب این اهنگ توی فیلم فریدا شدم...شاید چون کوکو رو دوبله شده دیدم
پاسخ:
نه بیشتر به این دلیله که این اهنگ ذاتش غمگینه اما تو کوکو یه جور شادی اجراش میکنن. نمی دونم چرا. 
اتفا ettefaghan man male coco ro bishtar doos dashtam kheili ghashangtar boodd
پاسخ:
سلیقه س دیگه بهرحال
چه داستان عالی ای 😍 فیلم کوکو هم تقریبا شبیه هستش به این داستان 
پاسخ:
از روی همین افسانه ساختنش چون. حتی این آهنگ رو هم توش میخونن
۰۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۶:۵۵ پشمآلِ پشمآلو
الا که دوباره اینو خوندم داشتم فک میکردم اصن این تصوری که ما از روح و شبح داریم تقصیر این مردم دهکدس:/ .. اینهمه لباس هس چمدونم بولیز شلوار صورتی تن مرحوم میکردین آقا .. این پیرنای سفید چیه اخه؟:/
پاسخ:
یووووووووهاهاهااا
فوق العادست هم اهنگا هم داستان،کتابی نیست راجع به این افسانه؟
خیلی سرچ کردم چیزی پیدا نکردم
پاسخ:
نمیدونم والا
اتفاقا ترجمه ی توی کارتون کوکو با ترجمه ی این اهنگ فرق میکنه یجورایی میشه گفت اون یه آهنگ دیگس

پاسخ:
کلا این ترانه متنای زیادی براش هس، من دوتاشو نوشتم.

واقعا اگه کوکو نبود ملت چه میکردن :|
اگه ریمیکسش بود خیلی خوب میشد
سلام....معرکس این اهنگ مخصوصا روبرتو....دم شما گرم
در جواب اون دوستی که گفتن گوگوش یکی خونده تو این تم باید بگم...
اون اهنگ malaguena salerosa بود که اتفاقا اونم یه اهنگ فولک لاتینه....
و اونم محشره....اسم این اهنگو سرش کنی اجراهای محشری داره...
جدیدا هم Olivia ruiz خونده با ساز های جدید و یک مقدار اکوستیک تر....
که اتفاقا این اهنگو واسه ی انیمیشن به اسم جک پسری با قلب کوکی
(( jack the coocoo clock hurt )) البته زبون اصلیش نه دوبله :| خونده
اونم عالیه کلا زبون های لاتین فراسنه،ایتالیایی و اسپانیش محشران و اهنگای فوق العاده ای دارن....
ممنون از وبلاگ خوبت دوست عزیزم
پاسخ:
آهنگ malagueña salerosa یا la malagueña میشه گفت از این آهنگ معروفتره و تقریبا به تمام زبونهای زنده خونده شده، من گوگوش رو نشنیده بودم (کلا خیلی کم از گوگوش شنیدم) ولی در کل ملودی این دوتا آهنگ شبیهه چون ملودی هردو شون به یه سبک سنتی مکزیکی به نام Son huasteco ساخته شده. 

من شخصا این بازسازیها رو نمیپسندم، چه بازسازی یورونا تو انیمیشن coco، چه اون ورژن مالاگنیا که تو Jack and the Cuckoo-Clock Heart میخونن. فرم سنتی و زیبای آهنگ رو از بین بردن و دیگه اون روح رو نداره 
خوب اره.....هیچ چیزی اصلش نمیشه
ولی خوشم اومد یک آدم پیدا شد از این اهنگا گوش میده....فک کردم فقط من دیوونم....نصف اهنگایی که گوش میدم خاننده هاش مردن :))
پاسخ:
حالا من رو مرده بودنشون خیلی تاکید ندارم :)) ولی موسیقی فولکور دوست دارم.
اگر خواستید گاهی تو کانال میذارم از این تیپ آهنگا  
vanillaAve@
 it's so beautiful and it really made me sad .it's awsome
پاسخ:
:)

سلام من طرفدار جدیدم که میخوام بگم چرا در اهنگ بالا در صدای خواننده ترس وگریه وجود دارد انگار مجبور به خواندن شده

پاسخ:
این یه داستان بسیار تلخه، و خواننده هم با تلخی می خونه ش 

مرسی از فعال بودن سایت

پاسخ:
:)
مرسی واقعا :))) 
من آهنگایی رو که یه داستان پشتشون هست ، خیلی دوست دارم 💜
پاسخ:
خواهش :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">