Aníron

در امتــــــــــــــــــــداد خیابان وانیلا...

Aníron

در امتــــــــــــــــــــداد خیابان وانیلا...

Aníron

+ما اینجا قوز را به شقیقه ربط می دهیم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۱۰ مطلب با موضوع «فیلم» ثبت شده است

 وقتی از سالن مایاک پردیس کوروش بیرون آمدم، حس کردم شاهد یکی از بهترین اتفاقات تاریخ سینمای ایران بودم. به وقت شام از آن فیلمهایی است که "باید دید".

نه در تکنیک زیاده روی می‌کند و نه در محتوا. همه چیز در جای خودش قرار دارد و در کل فیلمی با ریتم خوب، فرم  عالی و دکوپاژ و فیلمبرداری و تدوین و قاب های بی نظیر و رنگهای محشر و جزئیات مناسب و به‌جا به مخاطب ارائه می‌شود. در استفاده از عنصر "هواپیما" به شدت خوب کار شده و نماهای درست حتی از جزئیات پرواز هواپیما مانند جرقه های موتور و لامپ نارنجی روی هواپیما گرفته، تا صحنه ی بستن خلبان به چرخ هواپیما و صحنه ای که در اوایل فیلم، آذوقه ها با چتر نجات به پایین فرستاده می‌شوند و حتی استفاده از هلی شات در فیلمبرداری، حس "پرواز" را القا می‌کند.  

 ایرادات فیلم از نظر شخص من، یکی این است که جلوه های بصری و CGI فیلم آن قدر که باید، قابل تامل نیست و حتی در بعضی صحنه های فیلم، (مانند شلیک تفنگها یا صحنه ای که مادر خلبان چادر روی سرش میکشد) تا حدودی مصنوعی از آب درآمده که با توجه به کم سابقگی سینمای ایران در استفاده از Visual Effects، نمیتوان انتظار زیادی داشت و قابل اغماض است. اتفاقی که در آخر فیلم افتاد هم آنقدرها به مذاقم خوش نیامد، و در گریم بازیگر ها هم آنقدرها که باید، خوب عمل نشده بود و صحنه هایی مانند هِوی متال خواندن زن داعشی برایم غیر قابل فهم بود.

اما به طور کلی فیلم آنقدر نکات مثبت دارد که ایرادات آنقدر هم قابل توجه نیست و می توان به راحتی از کنارشان گذشت، و با تمام اینها، یک قدم به جلو برای سینمای ایران محسوب می‌شود. 


در مقابل، مصادره حرف زیادی برای گفتن نداشت. بانمک بود، فقط همین. که همان بانمکی هم از اواسط فیلم به طور قابل توجهی کاهش پیدا می‌کند و به شدت خسته کننده و خواب آور می‌شود. فیلمی که به خاطر پوستر و تیتراژ تارانتینویی، بسیار مشتاق تماشایش بودم و واقعا نا امیدم کرد. تنها بازیگر امیدوار کننده و جالب فیلم، هادی کاظمی است که با وجود داشتن نقشی تقریبا کوتاه، به طور مناسبی در آن جا افتاده بود. 


در کل می توانم ادعا کنم که یکی از متناقض ترین تجربه ی فیلم‌بینی من، همین دیروز شکل گرفت. حضور بابک حمیدیان در هر دو فیلم بسیار جالب توجه بود، اینکه مثل اکبر عبدی و رضا عطاران، وقتی اسمش را در تیتراژ یک فیلم میبینی، اصلا نمی‌توانی حدس بزنی با چه نوع فیلمی طرفی؛ که نمیدانم این برای یک بازیگر نقطه ی قوت است یا ضعف. شاید هم هردو. چون هم نشان دهنده ی این است که توانایی بازیگری بالایی دارد و می تواند همه طور نقشی را پیاده کند، هم اینکه خیلی در انتخاب نقشهایش سختگیر نیست پس ممکن است فیلمی که با آن روبرو هستیم عالی/افتضاح باشد.


در آخر پیشنهاد میکنم حتی اگر به موضوع فیلم علاقه ندارید، صرفا به خاطر فرم و تصویر هم که شده، "به وقت شام" را ببینید، در سینما هم ببینید؛ و حواستان باشد، کودک و نوجوان همراهتان نبرید. 

Faella
۰۸ فروردين ۹۷ ، ۰۱:۵۵ موافقین ۱۱ مخالفین ۱ ۱۶ نظر

Voice From The Stone (2017)

کارگردان این فیلم تمام سعی خود را کرده تا داستان بی‌معنی، بازی‌های مزخرف، و چیزهای بی‌ربط را با قاب‌های بی‌نظیر و عکسگونه از لوکیشن زیبای فیلم پوشش دهد، اما نشد. نمی‌شود.

 × فیلم فیلم است و عکس عکس.

نمی شود یک تپه سرگین را با دوتا پیس ادکلن خوشبو کرد.


Imagen relacionada



Rebel in the Rye  (2017)

همه چیز در این فیلم احمقانه است. داستان، بازیها، انتخاب بازیگران، دیالوگها ( جمله ی you are sooo talented  یکبار نوشته شده، و در اقسی نقاط فیلمنامه پیست شده) و خلاصه کارگردان تمام توانش را به کار گرفته تا سلینجر را یک شخصیت لوس احمق به تصویر بکشد و منبع الهام داستانهایش را یک سری اتفاقات مسخره نشان دهد و در واقع، این فیلمی بر ضد سلینجر است و انگار توسط یکی از مخالفانش ساخته شده است. 

تنها سکانس جالبی که در آن دیدم، جایی بود که سلینجر داشت برای راهب توضیح داد که حس می کند دیگر نمی تواند بنویسد و نوشته هایش را پاره می کند، و راهب پاسخ می دهد: sounds fun!


× چیزی که این فیلم به من یادآوری کرد، اهمیت نوشتن و پاره کردن است. حس میکنم من هم به نوشتن/کشیدن و پاره کردن احتیاج دارم، و زمانی که ایده لازم دارم و چیزی به فکرم نمیرسد یا ایده ها در هم تنیده میشوند می توانم از این روش استفاده کنم. و اینکه در دوران تایپ و ذخیره، معمولا گول میخوریم و گاهی فراموش میکنیم بعضی افکار و نوشته ها آنقدرها هم ارزشمند نیستند، و الکی خودمان را خفن تجسم میکنیم. ایده ها و افکار وقتی روی کاغذ می آیند بررسی و فرم دادنشان آسانتر می شود.

Related image


Blindness (2008)

کاش کارگردان فیلم مذکور اجازه می داد تصور دختر زیبا، زن دکتر و کثافتهای تیمارستان در رمان کوری به عهده ی خودمان باشد.

× به تصویر کشیدن برخی چیزها، فقط بیننده را نا امید و تخیلش را خراب می کند.

Resultado de imagen de blindness


Batman Vs. Superman (2016)


اینجا


Bottoms Up (2006)

فیلمهایی وجود دارند که هیچ، هیییچ نکته ی مثبتی ندارند. واقعا ندارند، و هرگونه تلاش برای استخراج یک نکته ی مثبت فقط تو را شبیه احمق ها می کند.

× گاهی به امتیازات اعتماد کن.

Faella
۲۵ دی ۹۶ ، ۲۰:۰۹ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹ نظر

گاهی اوقات مجبوریم از چیزهایی که دوستشان داریم دست بکشیم… چیزی که تو دوستش داری، دیگران هم دوستش خواهند داشت…


 

DirectorKim Ki-duk

این فیلم بی نظیر را #ببینید. همین و بس.

 
Faella
۲۳ دی ۹۶ ، ۰۳:۲۷ موافقین ۵ مخالفین ۰ ۷ نظر
زمانی کریستوفر نولان ادعا کرده بود روزی فیلمی خواهد ساخت که شبیه هیچ فیلم دیگری نیست. 
و ساخت.
"دانکرک" شبیه هیچ فیلم دیگری نیست. 
این فیلم را با صفحه ی بزرگ و ذهن خالی از هرگونه پیش زمینه از سبک و کارگردان (فقط کمی اطلاعات تاریخی از جنگ جهانی لازم است) ببینید، به فکر داستان و دیالوگ و هیجان و برقراری ارتباط با کاراکتر ها نباشید، و از هنر مجسم در قالب صوت و تصویر لذت ببرید..

Faella
۰۵ دی ۹۶ ، ۱۳:۳۳ موافقین ۱۱ مخالفین ۰ ۱۴ نظر

#بی_نظیر  #ببینید


Faella
۲۱ فروردين ۹۶ ، ۰۲:۱۹ موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۰ نظر


Cobb: That's what it's all about - interrupting someone's life, making them see all the things they took for granted. Like when they go back and buy all this stuff from the shelves with the insurance money, they'll have to think for the first time in a long time why they wanted all this stuff, what it's for. You take it away, and show them what they had.


کاب: ...اصلاً همه ش بخاطرِ همینه،که زندگیه یه نفر رو آشفته کنی، وادارشون کنی تمامِ چیزایی که براشون عادی و بی‌اهمیت شده رو ببینن.
مثلِ موقعی که برمی‌گردن و تمامِ این چیزا رو دوباره با پولِ بیمه شون می‌خرن،
اونا باید برای اولین بار، بعد از مدت زمانِ زیادی به این موضوع فکر کنن،که چرا این وسایل رو میخوان.اصلاً اینا برای چی هستن.
تو اینا رو ازشون بگیر و بهشون نشون بده که قبلاً چی داشتن.

Following (1998) 
DirectorChristopher Nolan

Download (BluRay 720p)
Faella
۰۷ اسفند ۹۵ ، ۰۲:۲۷ موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۲ نظر

-بیا... یه نامه ی سنگی

-نامه ی سنگی؟

-...تو روزگاران قدیم، قبل از اینکه بشر خط رو اختراع کنه...اونها دنبال سنگی می گشتند که شبیه احساس اونها باشه، و بعد اون رو می دادند به یکی دیگه. اون آدمی که این سنگ رو دریافت می کرد، از روی وزن این سنگ و از روی خط و خطوط روی اون سنگ، احساس اون شخص رو متوجه می شد. مثلاً سنگ هایی که صاف بودند، یعنی اینکه فرستنده سنگ، دغدغه ی خاطری نداره. سنگ خشن و زبر یعنی اینکه اون نگرانه...

-ممنونم

-تو چی احساس کردی؟

-این یک رازه..



Faella
۱۲ آذر ۹۵ ، ۲۲:۵۶ موافقین ۵ مخالفین ۰ ۷ نظر

-هیچوقت نتونستی ببینیش؟

-فقط یه بار

چه شکلی بود؟

-گمون کنم داشتن علاقه زیاد به یه نفر، قاعدتا این احساس رو در تو بوجود میاره که اون زیباست...



Download

Faella
۲۷ مهر ۹۵ ، ۱۶:۵۳ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۸ نظر
شاید اینطور به نظر بیاید که این فیلم، حول محور دخترک 10 ساله ی بی پروا و سرتقی است که آرزویش خریدن دوچرخه و مسابقه دادن با پسرک همسایه است، 
اما درواقع، "وجده" قصه ی تمام زنان است...

Faella
۰۶ مهر ۹۵ ، ۰۱:۲۳ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱ نظر

می دانی ورونیکا، خلاءی که در دلت حس می کنی به اندازه ی هیچکس و هیچ چیز نیست. 

هیچکس و هیچ چیز نیست که بتواند در آن چفت شود و همیشه یک جایی باقی می ماند که نشتی پیدا کند. 

این عجیب نیست که آدمها گاهی از درون تو سر درنمیآورند. اشکهایت را میبینند، اما به راحتی از کنارش رد می شوند یا خودشان را مشغول کاری می کنند. 

تو تنها هستی ورونیکا. 

وقتی جلوی آینه به چشمان خودت زل می زنی، وقتی زخم دستت را پنهان می کنی، 

وقتی جهان را توی گوی شیشه ای، وارونه می بینی و فکر می کنی بلاخره کسی باید باشد....

 

کسی نیست.

قلبت را بردار و برو ورونیکا.

اینجا جایی برای اشک های تو نیست..




 

 

Zbigniew Preisner/Van den Budenmayer Concerto In E Minor from "La Double Vie De Véronique" (Kieslowski)


عکس و آهنگ از فیلم زندگی دوگانه ورونیک اثر کریشتوف کیشلوفسکی

 

Faella
۳۰ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۵۵ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳ نظر