Lumière

در امتــــــــــــــــــــداد خیابان وانیلا...

Lumière

در امتــــــــــــــــــــداد خیابان وانیلا...

Lumière

,Éblouie par la nuit à coup de lumière mortelle
Faut il aimer la vie ou la regarder juste passer?

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

Awareness test (در پی پست قبلی)

شنبه, ۲ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۳۶ ب.ظ
در پست قبل، تستی در قالب یک دیالوگ ساختگی در رابطه با حواس پنجگانه منتشر شد،
از فردی خواسته می شود که بین حواس پنجگانه _که عبارتند از: بینایی، بویایی، چشایی، لامسه و شنوایی_ یکی را انتخاب کند و فرد قدرت تکلم را انتخاب می کند.

این تست بین افراد زیادی منتشر شد و هرکسی از منظر خود جوابی داد، غالبا گفتند که حس بویایی یا شنوایی را معاوضه می کنند یا جوابهای دیگری از جمله گول زدن مرد یا جواب های خیلی پیچیده ی معادله وار که فقط هضم کردنشان یک روز طول می کشد تحویل گرفتم و فقط تعداد بسیار کمی به نکته ی انحرافی قضیه اشاره کردند: مرد نمی تواند قدرت تکلم را از شما بگیرد.

طی روند تست، دلایل مختلفی برای نرسیدن به جواب درست به نظرم آمد:

-شخص دسته بندی درست حواس پنجگانه را به یاد نمی آورد یا از آن اطلاع ندارد.

-سرسری خواندن مساله، بی توجهی یا عدم تمرکز، باعث می شود که فرد به اولین جوابی که به ذهنش می رسد اکتفا کند و دنبال راه حل های بهتر نرود.

-به دلیل اینکه توجه فرد تنها روی یک قضیه معطوف می شود، مغز خیلی سخت می تواند احتمالات دیگر را بررسی کند و به دنبال راه حل های پیچیده و خاص برای پیدا کردن جواب می گردد، درحالی که ممکن است ساده ترین راه حل ممکن پیش رویش باشد.

نکته ی ناراحت قضیه این است که با فراگیر شدن شبکه های اجتماعی و نرم افزارهای اطلاع جمعی (کشتار ذهن جمعی درواقع!) درصد هشیاری مردم روز به روز پایینتر می آید و هرچه بیشتر به سرسری خواندن مطالب و رد شدن از روی آنها عادت می کنند، و دیگر کمتر کسی حوصله ی فکر کردن روی چیزهایی که می خواند یا تحقیق راجع به صحت آنها را دارد. هر روز از حجم زیاد اطلاعات مختلف تغذیه می شویم که درصد زیادشان حتی مفید هم نیستند، و می توان به آنها لقب "پفک ذهنی" داد. یعنی مغزمان آن دسته از اطلاعات را می پذیرد و گاز می زند که صرفا بیکار نباشد. و گاهی نه تنها سودی برایش ندارد، بلکه ممکن است باعث ضرر هم بشود.

خوراک مغزمان را درست اتخاب کنیم،
و همچنین یادمان باشد که:


۹۵/۱۱/۰۲ موافقین ۵ مخالفین ۰
Fa E||a

نظرات  (۱۵)

۰۲ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۴۵ آرزوهای نجیب (:
به شخصه گند زدم رفت ((:

پاسخ:
نبابا هممون همینیم  -_-
من دیشب داشتم این کلیپ رو میدیدم آخرش :|||| شدم بسکه بی توجه بودم
https://www.youtube.com/watch?v=ubNF9QNEQLA


(اگر فیلتر شکن ندارید این ربات تبدیل لینک @utubebot )
۰۲ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۵۲ شِـــ‌یدا ..
ینی میخوای بگی ما کم‌دقتیم و باهوش نیسیم؟ میخوای بگی ما خنگیم و نمی‌فهمیم؟ میخوای بگی ما اسگلیم؟ خب مگه عیبه؟ :))
پاسخ:
شما اصن صوبت نکن. رفتی تو گوگل سرچ کردی؟؟؟ :)))))
عجب حرفی زدیا فایزه:)))
تو نمیدونی ما بلاگرا فانتزی فکر میکنیم:)))))
پاسخ:
دیگه :))

خب پس لازم شد من یکی دو تا نکته رو توضیح بدم!
اول اینکه من پست رو اینطور در نظر گرفتم که یه چیز خیالی و فانتزیه که مرد میتونه هر حسی رو با خودش ببره و خیلی منطبق بر دنیای واقعی نیست. پس میتونه هر حسی رو ببره. و جوابم هم هنوز همون بویاییه! (البته بازم با عرض تشکر و خسته نباشید خدمت به بینی و حس بویایی!)
دوم اینکه اومدم بگم که زبان نیست و اگه بخوایم بگیم حواس، میشه حس چشایی. اما چون اخیرا چند بار ملا نقطه ای وار عمل کردم و به وضوح دیدم که کسی خوشش نمیاد، بی خیالش شدم!
سوم اینکه با این مورد که سرسری میخونیم موافقم. دلایل زیادی هم وجود داره. شاید مهم ترینش توی سیستم بیان، خاموش کردن نوتیفیکشن هاست که برای کسی مثه من به شخصه روی اعصابه! و ترجیح میدم زودتر بخونمشون!!! اما به حال و هوای فرد در اون موقعیت هم بستگی داره. خود من این چند روز درگیر پروژه هایی بودم و برای استراحت بین دو نیمه(!) پست های دوستان رو میخوندم. پس طبیعیه که در چنین شرایطی، خیلی فکر نکنم! کلا این بحث کم شدن تفکر، بحث پیچیده ای هست.
+پفک ذهنی تعبیر جالبی بود!
پاسخ:
اوه اوه یلدا با چوب اومد :))

نه دیگه، حواس پنجگانه ک سرجاشونن. حالا قضیه جاجینگ نبود، هممون وضعمون همینه :| من خودم از همه بدترم -_-
اما شخصا دوست دارم گاهی ازین تلنگرا بخورم که حواسمو بیشتر جمع کنم

+من خوشم میاد راحت باش :)) 

+نه ببین منظورم صرفا واسه پست و اینا نبود، کلا ذهنمون به این روند عادت کرده. که مثلا یه کانال رو باز میکنیم بالا پایینش میکنیم می بندیم، حالا چهارتا خبر و مطلب هم نوشته باشه می خونیمو نمیخونیمو رد میشیم. 

مگه درست توضیح دادی که الان مارو خنگ و بی حواس می دونی؟؟؟وقتی  میگی زبان یعنی زبانی که برای چشایی هم استفاده میشه و معلومه اون رو درنظر میگیریم! ایراد از متن خودت بود الکی بقیه رو خراب نکن
پاسخ:
دوست عزیز -________________-
مگه من حمله کردم که شما داری دفاع میکنی؟ :))

صرفا یه تلنگر کوچولو بود، قبل از همه به خودم. هیچکس قرار نیست کسی رو قضاوت کنه یا کسی خراب بشه :/ گفتم که، من خودم تمرکزم از همه بدتره و اصلا چرا باید کسی رو زیر سوال ببرم کلا -_-

و اینکه من تو دیالوگ بعدیش به تکلم و کلمات اشاره کرده بودم. فکر میکنم کاملا واضح بود. بهرحال
گفتم کامنت پست قبلیو ببندما، که هرکی تو ذهنش جواب بده. یادم رفت --_--
تو این بیان آدم نمیتونه دست از پا خطا کنه :))

حالا شما هم اگه کامنت گذاشتی و خیییلی ناراحتی از قضاوت شدن، بگو کامنتتو عدم نمایش بزنم :|
چوب؟؟؟ نه این صرفا از این نوع جوابیه و بیانیه هایی بود که کیروش هی میده!!! گفتم زشته من جوابیه نداده باشم!!! :))
+درسته. چون اینقد این اطلاعات زیاده که حوصله ی آدم هم سر میره! من خودم خیلی وقتا یه چیزی رو میخونم، اما معلومه که به ذهن نسپرده ام و فقط خوندم...
کلا تلنگر خوبی بود.
پاسخ:
:))) ندیدم چجوری بیانیه میده. کلا اهل فوتبال اینا نیستم دیگه :/

+منم همینطور -_- الان ک فکرشو می کنم باور کن از صبح صدتا چیز خوندم ولی بیشترشونو به یاد نمیارم. آماااااا دیگه دارم تمرین می کنم که کلا با دقت تر باشم :)
حیا نمی کنی گستاخ؟ از موی سفید من شرم نداری؟ مگه ما بازیچه دستان توعیم؟ :D جسارتا اونم «غالبا» هست. آیا این هم جز تسته؟ :P
پاسخ:
نه متاسفانه، حیا نمی کنم :))

آره آره اونم جزو تست بود :-" کلا هر سوتی ای که ازین ببعد میدم جزو تسته :))
ممنون تصییح شد 
دیدی صارمی مرد؟ بعد عید میخواستم برم دفترش کارآموزی! لعنتی!!  :|
پاسخ:
شتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
نه نمی دونستم :| همین امروز مرده که :/ 
حیف... 
۰۲ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۵۰ منتظر اتفاقات خوب
متاسفانه!!!
پاسخ:
اوهوم 
۰۲ بهمن ۹۵ ، ۱۷:۰۱ پرتقالِ دیوانه
این پستت رو لینک کردم :))
پاسخ:
:)
گذشته از این، پست قبلیتون باعث می‌شه آدم فکر کنه به اینکه تا چه حد به همه‌ی حواسمون نیاز داریم و دوسشون داریم
پاسخ:
اوهوم... من به این فکر کردم که اگه یه روز شنواییمو از دست بدم میمیرم :((
به نام خدا آقاگل هستم یک باهوش! :)

پاسخ:
"یک بادقت" بیشتر به قضیه میاد :د
۰۲ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۱۸ • عالمه •
خب من پست‌هات رو تازه دیدم :دی
آخه وقتی یکی از این سوالا می‌پرسه، آدم دیگه محالات رو در نظر نمی‌گیره. مث همین غول چراغ جادو. همه دوست دارن جواب رو بگن چون این قضیه جالبه.
ولی درکل تلنگر خوبی بود. منم که دارم با پفک ذهنی خودکشی می‌کنم :|
پاسخ:
اوهوم درسته

امان از پفکای ذهنی امان -_-
پست قبلی که خوندم گفتم مگه حرف زدن جز حس‌های پنج‌گانه بودش؟؟؟
بعدش بدون اینکه فکر کنم گذاشتمش کنار گفتم بعدا پست رو بخونم با کامنت‎ها ببینم بقیه چه حس‎هایی رو می‎گن چونکه خیلی فکرم مشغول بودش و خوشم نمیاد اینجور موقع‎ها از نوشته‎ها سرسری بگذرم.
الان که این رو خوندم کامل قضیه اومد دستم بعد لینک کلیپی که قرار دادید رو رفتم برای زور آزمایی ببینم و خب درجا متوجه تغییر خرس شدم و با خوش‌حالی فکر کردم مسئله حله دیگه پیروز شدم بعدش گفتم دست پیرمرده که این نبود ولی اهمیّت ندادم مسئله حل شده بود گلدون و سر اون حییوون هم من رو بدجوری گیج کرد یه دفعه دیدم گفت آیا متوجه 21 تغییر شدی؟؟
و اونجا بود فهمیدم که غرور و اینکه فکر می‌کردم به جواب رسیدم باعث شده گول بخورم و علاوه بر تغییرات دیگه باز هم تغییر به ذهنم اومد درجا ولی دیگه نه کیف دیدن دوباره کلیپ بودش نه دیدن همه‌ی اون تغییر‌ها...
پاسخ:
من سرجمع متوجه 4 یا 5 موردش شدم و وقتی یارو گفت 21 مورد بوده کاملا :||||||| شدم
خیلی زشت بود -_-
اگه از قبل برای خودمون حد و مرزی برای تعداد اشتباه‌‌ها نمی‌ذاشتیم فکر کنم نتیجه بهتری کسب می‌کردیم.
پاسخ:
بنظرم بار اولی که آدم میبینه ذهنش میره دنبال مساله ی خود قتل، هرچقدرم دقت کنه باز یه چیزی رو از دست میده

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">