Lumière

در امتــــــــــــــــــــداد خیابان وانیلا...

Lumière

در امتــــــــــــــــــــداد خیابان وانیلا...

Lumière

,Éblouie par la nuit à coup de lumière mortelle
Faut il aimer la vie ou la regarder juste passer?



نوشته ها، ترجمه‌ها و آموزش‌ها اکسکلوسیو شخص نگارنده است،
لطفا در صورت کپی، ذکر منبع فراموش نشود
****
نام وبلاگ (لومیه) به معنی روشنایی است



پستهای کامنتدونی بسته، یحتمل موقت هستند

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

95

چهارشنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۵، ۰۶:۵۵ ب.ظ

یادش بخیر، پارسال پیارسالها، یک چالشی مد شده بود که آدم کُلُفتها یک لگن آب یخ روی سرشان خالی می کردند.

آدم نازک ها هم توی خانه می نشستند و از طریق شبکه های مجازی این پروسه و فیلمهایی که آدم کلفتها از خودشان گذاشته بودند را دنبال می کردند که کی با چه تیپی و ظاهری و چطوری لگن آب یخ را روی کله اش خالی کرده و اسم کدام آدم کلفت دیگری را گفته که او هم بیاید با استایل خاص خودش! یک لگن آب یخ روی کله اش خالی کند.

خب اینکه این کانسپت فان یا مزخرف و بی معنی بود به کنار، اما بعضی از آدم نازک ها، موقع تماشای این فیلمها به یک طور رضایت و لذت خاصی دست پیدا می کردند، وقتی که می دیدند یک آدم کلفت از سرما قرمز می شود یا یک بلایی سرش می آید که زشت می شود و گریه می کند و آزار می بیند و کلا در حالتی است که دیگر آن دلبری و زیبایی توی تلویزیون را ندارد.

در واقع، حقیقت تلخ این است که یک سری از آدمها از تماشای پایین آمدن، شکستن و نابود شدن آدمهای دیگر به هر شکلی، لذت می برند. که فقط کسانی را دوست دارند که از آنها پایینتر باشند، بیچاره تر باشند، کسانی که بتوانند به حالشان دلسوزی کنند و حس انسان دوستی نداشته شان را در قالب حرفها و کامنتهای رنگارنگ به رخ بقیه بکشند...

۹۵/۰۹/۲۴ موافقین ۱۲ مخالفین ۰
Fa E||a

نظرات  (۵)

همه ی آدم ها همینطورن. این رو مطمئنم.
همه دوست دارن خواری و زبونی دیگران رو ببینن. هر کسی به نوعی. یکی کم. یکی زیاد.
پاسخ:
نه حالا همه، اینم دیگه اغراقه.
البته حس برتری طلبی توی آدم یه چیز ذاتیه و توی همه هست، اما نه به قیمت شکستن و نابودی دیگران
اون دیگه خیلی...
همه چیز تو این جامعه برعکس میشه، اصن چالش شده بود فان و سرگرمی هرچقدرم دلیل خوبی پشتش باشه، حالا باز به اون
الان یه سری چالشا هی عنوان میشه که اصن خب یعنی که چی ؟ اصن معنی پشت چالش واضح نیست براشون! چالش عکس شناسنامه چالش عکس سیاه سفید، چالش کوفت:))
پاسخ:
فانه دیگ
دور هم میخندیم مثلا :|
اون چالش مداد از همه بدتر بود -_- :))
در مورد این چالش البته این طور نبود. مثلا شخصا من دوست داشتم سلبریتی های محبوبم رو ببینم که متواضعانه این چالش رو می پذیرن. منتها در مورد این حقیقت که اغلب انسان های ضعیف سعی می کنند باقی افراد را تا سطح خودشان پایین بکشند.
پاسخ:
حالا این قضیه رو مثال زدم، چون به چشم دیده بودم افرادی که لذت میبرن ازین صحنه ها. 
صحنه ی زمین خوردن سلیبریتی ها، گریه کردنشون، و..
۲۶ آذر ۹۵ ، ۱۴:۳۷ Vincent Valantine
سال اوّل دانشگاه بود رفته بودیم بازدید از یه نمایشگاه بعد اونجا یه چندتا جوون بودند که اومده بودند یه طرحی داده بودند که تلسکوپ‌ها خیلی راحت‌تر قابل حمل بشند می‌گفتند که حمایت مالی نشدند ماشینشون رو فروختند و کلی زحمت کشیدند الان امید دارند یه شرکت خارجی باهاشون قرارداد ببنده که اینطور فکر کنم 800 هزار دولار گیرشون میومد.
بعد بازدید با یکی از همکلاسی‌ها گفتم ان شاء الله که موفّق بشند ولی همکلاسی چیزی گفت که شاخ آوردم و کلی لعن و نفرین که موفّق نشند
در واقع ما نه اون افراد رو از قبل دیده بودیم و نه میشناختیم و اصلاً درک نمیکردم این همه بخل واسه چیه حالا دیگه بدخواهی واسه کلفت‌ها 0 به قول شما قابل لمس‌تره)
پاسخ:
چی بگم والا -_-
۲۶ آذر ۹۵ ، ۱۶:۴۹ مجسمه ی متحرک
چالش لوس و مسخره ای بود
پاسخ:
نمی دونم. بلاخره طرفدارای خودشو داشت. بخش کمک کردنش خوب بود، این اب یخه رو من نمی فهمیدم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">