Aníron

در امتــــــــــــــــــــداد خیابان وانیلا...

Aníron

در امتــــــــــــــــــــداد خیابان وانیلا...

Aníron

+ما اینجا قوز را به شقیقه ربط می دهیم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
محبوب ترین مطالب
آخرین مطالب
  • ۱۷ مهر ۹۷ ، ۰۸:۰۸ Maudie

Recordei que as vezes o mundo e serio

دوشنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۴۰ ق.ظ

من از زبان پرتغالی متنفرم؛ از صدای پابلو لوپز هم خوشم نمی آید. اما الان نزدیک دو ساعت است که دارم بی وقفه آهنگی گوش می دهم که پابلو لوپز درش می خواند و یک خواننده ی دیگر به زبان پرتغالی همراهی اش می کند. بارها و در موارد و مقاطع مختلف به من ثابت شده که هیچ چیزی قطعیت ندارد. چیزهای احساسی بیشتر قطعیت ندارند و به قولی، مرز بین عشق و نفرت، یک تار مو است؛ دیگر از احساساتِ میانه تر، توقعی نمی رود. 

نام آهنگ "دو کلمه" است و آدمهای آهنگ، تمام مدت از دو کلمه حرف می زنند؛ احساس می کنم خودشان را به کلمه تشبیه کرده اند که در زمانها و مکانهای مختلف می تواند معانی مختلف داشته باشد. البته متنی که می خوانند این معنی را نمی دهد، اما من دلم می خواهد این طور برداشت کنم. دلیل خاصی هم ندارد و صرفا چون زورم می رسد، چون پست خودم در وبلاگ خودم است و به قول دیگری، چهاردیواری اختیاری.  


حالا در باره ی آن کلمه حرف بزنیم. اینکه آدم می تواند یک کلمه ی واحد باشد، یا نه؛  مثل انیمیشن inside out، احساسات و عواطف پیچیده تر از آنند که با یک کلمه تعریف شود و خود آدم هم که مجموعه ای از احساسات و عواطف است. یعنی اگر بخواهیم یک آدم را روی صفحه رسم کنیم، شاید {} های تو در توی بینهایتی باشد که زیرمجموعه هایشان، اعداد و علائمی هستند که فقط برای آن آدم قابل درک است. یا رنگهایی که درهم مخلوط می شوند و باز هم در هم مخلوط می شوند. یعنی یک کلمه یا یک منشور یا هرچیزی که خروجی آن، یک تعریف واحد دارد نمی تواند یک چیز غیر واحد مثل آدمیزاد را تعریف کند. اصلا همینکه توانسته اند آدمیزاد را در یک جسم گوشتی و استخوانی بچپانند خودش مرحبا دارد.مرحبایش را هم خود پروردگار منان و فرشته هایش گفته اند. اصلا آدم یاد ابعاد چراغ جادو می افتد و ابعاد غولی که از آن بیرون می آید...


ساعت 4:20 دقیقه ی صبح است و خوانندگان آهنگ همچنان اعتقاد دارند که آدمیزاد در لحظه می تواند کلمه ی "ترس" باشد، "گناه" باشد، و یادم بیوفتد که اینها برداشت من است. خوانندگان احتمالا در مورد یک چیز دو کلمه ای دیگر مانند "te quiero"( به معنی دوستت دارم) حرف می زنند و اینکه طرف ترسو تر از آن است که به زبانش بیاورد و همه اش فرار می کند؛ که خب من زیاد از اینطور مضامین خوشم نمی آید و دلم می خواهد به تفسیر خودم برگردم.

حتی می شود گفت که دارم متنبه می شوم و به این باور می رسم که آدمیزاد می تواند یک کلمه ی واحد هم باشد. مثل کسی که حرفش را در همان پاراگراف اول پست زده و دلش می خواهد باقی متن را بک اسپیس بگیرد اما این کار را نمی کند. اگر زبان آلمانی بود، یحتمل کلمات موجود در جمله به هم چسبانده شده، و کلمه ای جدید و طولانی ساخته میشد؛ اما نیست و ما در زبان فارسی، کلمات بهتر و شایسته تری برای توصیف چنین اشخاصی در چنین موقعیتهایی داریم. 

اما خب چون وبلاگ خودم است و می توانم علاوه بر برداشت های بی ربط از چیزها، هر پستی را هم تا ثریا ادامه بدهم، به مقدار دلخواه کشش می دهم و حتی تاریخ انتشارش را یک هفته ی بعد می زنم. هر کسی هم که فکر میکند من عقده ای هستم، خودش است. 



+آهنگ مذکور 


+عنوان، جمله ای از متن آهنگ است. به این معنی که: "گاهی به یاد می آورم که دنیا جدی است"

نظرات  (۷)

۰۸ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۱۵ آسـوکـآ آآ
یهو کامنتارو هم می بستی:-D
پاسخ:
نه دیگه، قضیه از فاز شوخی خارج میشد :دی
یه سوال بی‌ربط!
شما فرانسوی بلدی؟
پاسخ:
نه چطور :D
۰۸ مرداد ۹۷ ، ۲۱:۳۹ پشمآلِ پشمآلو
وای چوقدر قشنگ بود اهنگ:)
پاسخ:
نوش گوش :)
می‌خواستم از کمکت بهره بجویم:)
پاسخ:
یه اندازه ی خیلی کمی بلدم. میخوای بگو شاید بدانم :دی
چجوری به صورت خودآموز یاد بگیرم؟؟
پاسخ:
میگم بت :)
ما هم سوال رستاک بانو رو داریم، چه جوری میشه خود آموز انگلیسی یاد گرفت ؟!
پاسخ:
نمیدونم :/ از پایه ینی؟

آخه این روشهایی که گفتم (بجز روزتا استون) با اینگیلیسی مثلا فرانسه رو آموزش میدن. خود Rosetta stone هم برنامه ی بسیار خوبیه، با عکس آموزش میده، میره تو ضمیر ناخوداگاه آدم. تا سطح intermediate اینا میشه باهاش جلو رفت بنظرم، ولی بعدش سخت میشه یکم. 
من خودم خیییلی عالی نیست اینگیلیسیم، ولی خب تا همینجاش که یاد گرفتم اینجوری بوده که وارد زندگیم کردمش، فیلم، آهنگ، نرم افزارا، و کلا چیزایی که مجبورم میکردن باهاش درگیر باشم
همون معلم خصوصی بگیرم به نظرم بهتر جواب میده برای من، راه میان بری این وسط نیست باید قاعده مند زحمت کشید
پاسخ:
به نظرم آدم قبل کلا یادگیری هر زبونی باید به یه سری سوالا جواب بده، مثل اینکه قضیه براش جدیه یا تفریحی و صرفا از سر علاقه؟ چقدر می خواد هزینه کنه؟ چقدر زمان داره؟ چقدر خودش می خواد در طول وقت بذاره؟ آخرش می خواد به چی برسه؟ 
اگر هزینه ش برات مهم نیست، مسلما که معلم خصوصی خیلی بهتره. خیلی بهتر از آموزشگاههایی که فقط پول میگیرن و تو رفت و آمد هم وقتت تلف میشه هم خسته میشی. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">