Aníron

در امتــــــــــــــــــــداد خیابان وانیلا...

Aníron

در امتــــــــــــــــــــداد خیابان وانیلا...

Aníron

+ما اینجا قوز را به شقیقه ربط می دهیم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
محبوب ترین مطالب
آخرین مطالب
  • ۱۷ مهر ۹۷ ، ۰۸:۰۸ Maudie

Perfect Imperfection

چهارشنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۷، ۰۶:۵۷ ب.ظ

پارتیتا گوش می دهم. یک قطعه فلوت سولو ست که اواسطش یک نفر عطسه ی شدیدی می کند. خود قطعه ی موسیقی را زیاد دوست ندارم، اما فقط به خاطر آن عطسه، بارها و بارها گوشش دادم.

می دانی، حتی متوسط های موسیقی کلاسیک هم کامل و بی نقصند انگار. یک عطسه وسط یک موسیقی پرفکت، مثل یه لکه روی لباس سفید است. حواست را پرت می کند.  شاید اول حس کنی آن لکه ی روی لباس یک مزاحم منزجر کننده است، اما اتفاقی که درواقع می افتد این است که میخواهی نگاهش کنی چون عجیب است. چون سرجایش نیست. و معمولا واکنش آدمها به چیزی که سرجایش نیست اول گارد گیری، بعد کشف کردن و شناختن و گاهی هم دوست داشتنش است. 

چیزی که تجربه به شخص من ثابت کرده این است که انسان چیزهای بی نقص را والا و لایق پرستش می داند،اما چون خودش بی نقص نیست، با چیزهایی که کامل نیستند ارتباط بیشتری می گیرد؛ این در حالی است که زندگی اش را وقف دستیابی به کمال می کند و آن را آرامش محض می داند. چیزی که اگر خوش شانس باشد، شاید بعدها در یک وقتی، در یک جایی، در قالب عشق، یا یک حس تعلق به سراغش بیاید.

فیلم Ed Wood و Disaster Artist هرکدام به بخشی از زندگی یکی از بدترین کارگردانهای تاریخ سینما پرداخته اند و اینکه با وجود فاجعه بودن فیلمهایشان، بازهم طرفداران زیادی داشته اند و خب این نشان می دهد که همیشه "کامل بودن" ملاک نیست، اینکه بتوانی کاری انجام بدهی که حتی یک نفر کمتر احساس تنهایی و بیشتر احساس تعلق کند، یعنی به اندازه ی خودت نقشی را در زندگی ایفا کرده ای. 

۹۷/۰۱/۲۲ موافقین ۱۷ مخالفین ۰
Faella

نظرات  (۱۲)

چه پست خوبی بود....ممنون!
پاسخ:
نوش :)
روایت داریم اگه آدم‌گاو هم باشه ( بلانسبت شما ) جای درستی قرار بگیره میپرستنش. قضیه اون کارگردان ها هم همینه :))
پاسخ:
:))) 
مراتب لـــایـــک خودم رو نسبت به کامنت خانومی ابراز می‌دارم.

+ پاراگراف دوم به نوعی منو یاد دیالوگ darkest hour می‌ندازه: تو قدرتمندی؛ چون کامل و بی‌نقص نیستی. 
وقتی زیادی به خودت مطمئن باشی، دقیقن وقتی فکرشم نمی‌کنی خطا بروز می‌کنه. ولی اونی که اغلب درصدی از اشتباه رو برای خودش قائل هست، با احتیاط و تدبیر بیشتری عمل می‌کنه. 

"انسان چیزهای بی نقص را والا و لایق پرستش می داند،اما چون خودش بی نقص نیست، با چیزهایی که کامل نیستند ارتباط بیشتری می گیرد" اوهـــوم
پاسخ:
من هنوز دارکست اَور رو ندیدم -_- ولی چیز خوبی گفته. وقتی ادم خیییلی به خودش مطمئن باشه، امکان اشتباه کردنش خیلی زیاده 
امروز چندتا پست خوندم همشون خوب بودن. 
الان هم یه پست خوب دیگه خوندم. به به!
مرسی بابت نوشتنش ^_^

پاسخ:
فدای تو :*
نکته دوم پست از سمت راست من رو یاد قسمتی از قدرت اسطوره انداخت. توی کانال فکر کنم گذاشتمش.
آن چه دوست‌داشتنی است، کمال‌نایافتگی‌های زندگی است. آیا کودکان به این دلیل دوست‌داشتنی نیستند که مرتب بر زمین می‌افتند؟ آیا والت‌دیزنی هنگامی که هفت کوتوله را می‌ساخت این را نمی‌دانست؟ و این سگ‌های کوچک و بامزه‌ای که مردم دارند، آیا به این دلیل دوست داشتنی نیستند که تا این حد ناقصند؟
آن نکته اصلی، آن چیزی که بشریت نامیده می‌شود و شما را به هیأت انسان در می‌آورد نه موجودی ماوراء طبیعی و نامیرا، همان چیزی است که دوست داشتنی است. به همین دلیل است که عشق به خدا برای مردم بسیار دشوار است، زیرا در آن جا خبری از کمال‌نایافتگی نیست. شاید در شما نوعی حس احترام پدید آید، اما این عشق واقعی نیست. مسیح بر صلیب است که دوست داشتنی می‌شود.
پاسخ:
چقدر خوب بود... ممنون :)
تامل جالبی بود! اما آخرش یک چیز عجیب باقی می ماند: چرا برای بیان همین هماهنگی با موجودات ناکامل باز از مفهوم کمال باید استفاده کنیم؟ چرا PERFECT Imperfection؟  انگار این مفهوم گردن کلف تر اونیه که بشه ازش فرار کررد...
پاسخ:
کمال در عین نقص شاید... 
تو سلیقه موسیقیایی خیلی جذابی داری:) 
پاسخ:
تو کلا جذابی :|
جا داره اشاره کنم که cloud strife که یکی از قهرمان‌های داستان‌های فاینال فانتزی هستش یکی از پرطرفدارین شخصیت‌های سری گیم محسوب میشه و جذابیتش بیشتر به خاطر اینه که کامل نیست اون هم دروغ می‌گه شکست و میخوره تقلب میکنه و گاهی ضعیفه ولی با این وجود خیلی قابل درکه.
پاسخ:
اره دیگه دوره ی قهرمانهای پرفکت همه چیز تموم سر اومده... حتی تو فیلمای جدید، ابرقهرمانها هم نقاط ضعف دارن 
اتفاقا چند شب پیش سر قسمت 4 فصل 4 سریال آینه سیاه داشتم با یکی بحث می‌کردم. موضوع فیلم شبیه‌سازی رابطه دوتا آدم در حالتای مختلف توسط یه نرم‌افزاره و اینکه اونا به درد هم می‌خورند یا نه و این نرم‌افزار در 99.8 درصد پیشنهادش درسته. یعنی نرم‌افزار یه نمونه 1000تایی در نظر می‌گیره و اگه از اون هزارتا 998تاش به نتیجه رسید اون نمونه رو پیشنهاد میده. بهش میگن رایانش شناختی. حالا توضیح بیشتر سریال رو لوث می‌کنه. بحث ما سر اون دو نمونه متفاوت با بقیه بود. اینکه همیشه همون دو مورد متفاوت هستند که جهش‌ها و پیشرفتای این جهان رو شکل می‌دن نه اون 998 موردی که شبیه بقیه انتخاب و عمل می‌کنند. اون دو مورد خارج از چارچوب هستند که سیستم رو وادار به بازنگری فرضیاتش می‌کنند. جهش‌ها معمولا در ابتدا اختلال فرض می‌شند اما با گذشت زمان مشخص میشه که ناهنجار بودنشون در جهت پیشرفت بوده.
پاسخ:
آره دیدم سریال رو. خیلی موضوعاتش ذهن ادمو درگیر میکنه..
#ذوق_طور 
:))) با منی الان؟ :))) 
پاسخ:
هاع :D
:))
پاسخ:
:P
یاد تذهیب افتادم که استاد می گفت زیبایی اش در این است که گل های تذهیب دست هنرمند (نه از این کامپیوتری ها) هیچ وقت مثل هم نمی شوند، زیبایی اش در همان اندکی تفاوت در تقارن هاست

مثل خوشنویسی در هزاران ی ای که سیاه مشق می کنی و باید اپسیلونی فرق داشته باشند در دست استاد، تا روح بگیرند، نه مثل خروجی های پرینت شده کامپیوتری خشک و یکنواخت
پاسخ:
دقیقا... خطاهای انسانی گاهی دلنشینن..

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">