Lumière

در امتــــــــــــــــــــداد خیابان وانیلا...

Lumière

در امتــــــــــــــــــــداد خیابان وانیلا...

Lumière

,Éblouie par la nuit à coup de lumière mortelle
Faut il aimer la vie ou la regarder juste passer?



نوشته ها، ترجمه‌ها و آموزش‌ها اکسکلوسیو شخص نگارنده است،
لطفا در صورت کپی، ذکر منبع فراموش نشود
****
نام وبلاگ (لومیه) به معنی روشنایی است



پستهای کامنتدونی بسته، یحتمل موقت هستند

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

تو اصلا چطور زنده ای؟؟

شنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۶، ۰۷:۲۲ ب.ظ

به طور عمومی ترسناک ترین ویزیت های پزشکی از نظر من، دکترهای طب فیزیکی و زنان هستند. 

ظاهرا هیچوقت نباید بدون یک همراه که انرژی مثبت بدهد و هوای آدم را داشته باشد در این مطب ها را زد. و من وقتی به این نتیجه رسیدم که در مطب را پشت سرم بستم، درحالی که در پی افاضات سرکارشان، تک تک سلولهای بدنم در حال ارتعاش بود.


۹۶/۰۴/۲۴ موافقین ۱۳ مخالفین ۰
Fa E||a

نظرات  (۱۶)

۲۴ تیر ۹۶ ، ۱۹:۳۲ آرزو ﴿ッ﴾
امیدوارم مشکل خاصی نباشه و به این زودیا دیگه گذرتون به اینجاها نیفته :)
پاسخ:
ممنونم :)
نه واقعا چیز خاصی نبود، ولی میگم که، یسری هستن کلا خوششون میاد جو بدن و بترسونن
۲۴ تیر ۹۶ ، ۱۹:۵۳ فاطمه نظری
:(:
یحتمل کم خونی هم داشتی
به هر روی جدی بگیر در عین حال که نباید جدی گرفت
بهتر باشی
پاسخ:
متوجه نشدم چی نوشتید راستش. بابت اون قضیه هم ممنون
۲۴ تیر ۹۶ ، ۲۲:۴۰ آقاگل ‌‌
به نظر من ترسناک ترین ویزیت ها ویزیت دندون پزشکیه :|

عافیت باشه ان شالله
پاسخ:
اتفاقا اونم می خواستم بنویسم. اما خب چن روز پیش پیش چندین تا دندون پزشک رفتم و از 5 تا، سه تاشون با آرامش خبر بد رو بهم دادن. دیگه دیدم از نصف بیشتره نامردی نکنم :دی
مثلا انتظار داشتم دوتا نصفیشون بداخلاق باشن تا عدالت برقرار شه :|
بعضی از عکس هایی که گرفتی دیدم. سال ٢٠١٤
شما از بهمن ٩٢ وبلاگ داری؟! جالب بود برام
همیشه شاد و موفق باشی
پاسخ:
از سال 87 در واقع.
تو سرویسای دیگه وبلاگ داشتم 92 اومدم بیان
مادر سالها پیش یکسری عمل مربوط به زنان داشت و غیر از بخش و بیمارستان که به غایت گوتیک بود، مطب پزشک معالجش هم وحشتناک بود. سالن انتظارش هم وحشت انگیز بود.
پاسخ:
واقعا فضاهاشون یجور خاصیه، من تا همین پارسال جرات نمی کردم واردشون شم :/
جراح چشم رو هم بیفزا.
از نظر اخلاق نه ها. اینکه بی مقدمه با انبر میرن تو چش آدم و در حال خون ریزی رهات می کنن تو اتاق انتظار. :\

+سالمی حالا؟
پاسخ:
یا قرآن :| می خواستم برم چشم رو هم :/

+حالا کاملا سالم که نه، ولی به اون وحشتناکی م نیس اوضاعم :/
چرا ترسناک ؟؟؟؟؟؟
واقعا چرا ؟:)))))
پاسخ:
فککن مثلا میری تو مطب دکتر طب فیزیکی، بعد از کلی خط کش و گونیا گذاری از بالا شروع میکنه: جمجمه که کلا نداری، تک تک مهره های کمر و گردنت ساییده و خراب و داغونه و هیچ امیدی بهش نیس، دیسک کمر وحشتناکم که داری، تمام مفاصلت پوکیده اصن داغونی بدبخت باید الان سینه قبرستون باشی :/
۲۵ تیر ۹۶ ، ۱۳:۵۵ • عالمه •
آره! یطوری حرف میزنن آدم خیال میکنه الانه که دور از جون هوالباقی :| سر منم از این بلاها اومده. اونقدر فکرم درگیر بود :(
پاسخ:
دقیقا -_- 
حالا نه همشون، ولی نمی دونم چرا یه سریا خوششون میاد از ترسوندن آدم 
۲۵ تیر ۹۶ ، ۱۵:۲۶ شرف الدین
اون دکترهایی هم که هی بهت سرکوفت میزنند هم خیلی بدند!
چرا اضافه وزن داری؟ چرا چرب وشیرین میخوری؟ چرا نمک میخوری؟ چرا کم تحرکی؟ چرا چرا چرا؟

خب بسه دیگه نامرد :(
پاسخ:
من اونایی که با حالت شوخی سرکوفت میزنن رو دوست دارم ولی، یجورایی ادمو خجل میکنن :د
۲۶ تیر ۹۶ ، ۱۰:۵۱ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
مورد داشتیم از این دکترها که همراه رو نمیگذارن بیاد داخل مطب!!
آن را چه کنیم؟!
پاسخ:
دکترای زیادی هستن که نمی ذارن همراه بره تو، منظورم همون فضای انتظار بود 
شاید لحنش بد بوده باشه ولی بشه ازش درس گرفت،درست کرد یه چیزایی رو
پاسخ:
همونارو با ملایمت هم میتونس بگه ها، تقصیر خود آدم نیس که یسری چیزا، که اینطوری برخورد میکنن :| طرف سنگ کلیه داره دکتره طوری رفتار میکنه انگار قتل کرده :|||
۲۸ تیر ۹۶ ، ۰۰:۵۹ פـریـر بانو
من هر وقت میرم پیش دکتر عمومیمون و فشارمو میگیره میگه نهههه خوبه! هنوز مردنی نشدنی زنده میمونی :| :))
پاسخ:
:)))) این دکترای خانوادگی بعضیاشون خیلی باحالن، ما یه روانشناس داشتیم چون هممون میرفتیم پیشش دیگه در جریان همههه چی بود :| مثلا میرفتی تو مطب میگفتی سلام، میگف قرمه سبزی دیشب خوشمزه بود؟ :| :))
اون روانشناستون که میگقت قرمه سبزی دیشب خوشمزه بود:-D واااای:-D

±پس از خواندن پست یا قمر بنی هاشم گویاننفس حبس شده اش را بیرون داد 
پاسخ:
:دی

+تجربه داریاا :دی
من از دکتر رفتن به اندازه رفتن به اداره بدم میاد! فقط اون دندون پزشکه هست که میرم پیشش! فقط از رفتن پیش اون خوشم میاد :))
پاسخ:
نمی دونم چرا یاد اون شعره افتادم که بچگیامون میخوندیم. فلانیِ بیچاره، هرروز میره اداره، با کفش پاره پاره
منم از دندون پزشکم خوشم میاد. خیلی تپلی و خنده رو و مهربونه آدم هی دلش میخواد به سلامت دندوناش توجه کنه :))
دکتر، کم حرفش خوبه...
پاسخ:
اوهوم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">