Aníron

در امتــــــــــــــــــــداد خیابان وانیلا...

Aníron

در امتــــــــــــــــــــداد خیابان وانیلا...

Aníron

+ما اینجا قوز را به شقیقه ربط می دهیم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
محبوب ترین مطالب
آخرین مطالب
  • ۱۷ مهر ۹۷ ، ۰۸:۰۸ Maudie

The Edge of 25

پنجشنبه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۸:۳۰ ق.ظ

این روزها تمرینات رانندگی‌ام را باز از سر گرفته‌ام و خیلی مصمم طور، می‌خواهم تا آخر هفته‌ی بعد، شر گواهینامه گرفتن را از سر زندگی‌ام کم کنم. مربی‌ام را دوست دارم. یک خانم تپل و مهربان و ریلکس، که در مقابل اشتباهات فاحش و بالتبع، وحشتزدگی ها و استرس‌های من، فقط نگاهم می‌کند و میگوید بیخیال... آروم باش.

این تضاد مکمل بین من و مربی ام، من را یاد کیم و جیمی می‌اندازد. کیم و جیمی (از شخصتیت های سریال better call saul ) دو وکیل هستند که همکار و رفیقند. کیم دختری کمالگراست، که هر چیز کوچکی از نظرش باید کامل و پرفکت باشد و در مقابل، جیمی معتقد است که همه چیز حل شدنی است؛ و حتی سخت‌ترین و پیچیده‌ترین مسائل را با حرف زدن حل می‌کند. و در مواقعی که برای کیم اتفاقی می‌افتد و فکر می‌کند آخر دنیاست ، جیمی به دادش می‌رسد و با باز کردن مساله و آسان سازی اش او را نجات می‌دهد و بعد به او کمک می‌کند قضیه را حل کند، حالا به نتیجه اش کاری نداریم.

من مثل کیم هستم. یک آدم کمالگرا که اصلا نمی تواند خودش را در حال اشتباه کردن ببیند و اگر این اتفاق بیوفتد، شروع به خودتخریبی می‌کند. همیشه در زندگی ام به آدمی مثل جیمی نیاز داشته ام که چشمانم را باز کند و نشان دهد اوضاع آنقدر هم وحشتناک نیست. گاهی مادرم اینکار را می کند و گاهی یکی از دوستانم، و از وقتی باز کلاسهای رانندگی ام را شروع کرده ام مربی ام.

اما از شما چه پنهان، به این فکر کردم که خب، اگر روزی برسد که کسی نباشد چه؟ حالا که یکی از قله های زندگی ام را پشت سر گذاشته ام، این سوال توی سرم رژه می رود و از فکر اینکه روزی زیر پای خودم گودالی حفر کنم و لحظه به لحظه عمیقترش کنم و در چاله و بعد چاه خودساخته بیوفتم وحشت می کنم. واقعا آن روز، کدام ویژگی ام خواهد توانست من را نجات بدهد؟

این دیگر بازی tekken نیست و من هم موکوجین نیستم که بتوانم فنون طرف را برای خودم بردارم، باید درون خودم را بیشتر بکاوم. بیشتر خصوصیاتش را کشف کنم و پرورش بدهم. کاش استادهای سپید مو که در کوهستانها زندگی می کنند واقعیت داشتند..


۹۶/۰۲/۲۸ موافقین ۱۴ مخالفین ۰
Faella

نظرات  (۱۳)

من بیشتر وقتا تو زندگیم بیخیال بودم، چه شب های امتحانی که راحت گرفتم خوابیدم به جای خرخونی کردن ... 
وقتی شاگرد دارم، هر چقدرم شاگردم سطح پایین باشه و خنگ بازی در بیاره، نه تنها ناراحت نمیشم که بیشتر خنده م میگیره و براش از یه پله پایینتر توضیح میدم. ... اصن به نظرم کسی که صبر و حوصله خیلی زیاد نداره نباید مربی یا استاد بشه. 
پاسخ:
اوهوم
سلام عزیزم ؛ اول این که تولدت مبارک باشه :) 
فقط امیداورم که خیلی دیر نشده باشه. من نیز چنین آدمی هستم ، ولی فکر میکنم این روزها کمتر ! چه کارهایی که به نظرم کامل نبودن و اصلا به انتها هم نرسوندمشون و چه اتفاقاتی که فکر میکردم جهان به اخر رسیده و دیگر هیچ کاری نمی توان کرد :(
کم کم به این نتیجه رسیدم که هیچ چیز اهمیتش رو نداره ، مقداری بی خیالی به اخلاقم اضافه کردم تا تعادل رو تونستم حفظ کنم ، معتقدم که آدم فقط باید روی خودش حساب کنه ، نه هیچ کس دیگه ای
همین که میدونی چی رو باید اصلاح کنی یعنی نصف مسیر رو رفتی عزیزم :)
پاسخ:
ممنوووووووووووووووون ^_^

اخه مشکل اینجاس که نمی تونم :| مثه اینه که مثلا یه اسب بذارن جلوی ادم و بگن نقاشیش کن، خودش میدونه اسبه، صدبار دیده ش، ولی وقتی می خواد خط هارو بکشه همش دری وری میشه :(
منم از ترس همین گند زدن و فولان و اینا هنوز نرفتم گواهینامه امو بگیرم -__- 
به خصوص که واسه من نه تنها کسایی نیستند که بگن عیب نداره و کاور کنن اگه چیزیم شد, بلکه منتظرن من فقط یه ریزه خطا برم تا بریزم سرم که دیدی گفتیم واسه تو نیست اینکارا :| 

پاسخ:
ببین من خیلی ساله هی میرم و ول می کنم خب؟ با مربی های زیادی هم کار کردم. معمولا اینطوری ن که سر هر اشتباهت دادو بیداد می کنن و اینا...
تو م بگرد یه مربی اینطوری پیدا کن. باور کن وااقعا تاثیر داره روی اعتماد بنفس آدم
د ادج آف 25 رو تبریک میگیم :)
موفق و موید باشید. 
پاسخ:
ممنونم :)
همه مون به یه جیمی نیاز داریم :-)
پاسخ:
اوهوم... البته جیمی ها هم به یه کیم نیاز دارن که در مواقع لزوم هشیارشون کنه XD
من جدای از حوزه مربی خیلی آدم نشسته دور گود تا من گند بزنم :/ 

حالا بیخیالش :دی 
تفلدت مبارک :) [آیکون از وبلاگ خانمی فهمیدم:دی] 


پاسخ:
مرسیییییییییی ^_^

+حالا لزومی نداره همرو در جریان بذاریا -_-
جیمی در درونت وجود داره، میتونی پیداش کنی و پرورشش بدی، اون وقت میتونی کیم و جیمی رو در کنار هم داشته باشی.

پاسخ:
اوهوم دنبال راه حلش می گردم
لومییرِ شوماخر ... لومی یرِ شوماخر ...  :))) 
پاسخ:
تلفظ درست وبم رو اون کنار نوشتما :/
سلام
تولدتون مبارک :)
(28 هستید یا 29ام ؟ :دی)
پاسخ:
ممنوووووووووونمممممم
دیروز بود :دی
بلدم تلفظ درستش رو :|  
هر کامنتی از من که دوست نداری رو پاک کن ... 
منم دیگه کامنت نمیذارم اینجا ... 
پاسخ:
عجب -_-
تولد تو هم مبارک رِفیق:)

+ ذوقمرگ از یافتن یک بلاگر اردی بهشتی؛)
پاسخ:
ممنونم ^_^
تولدت مبارک لومیررررررر
-در برابر گلدان پرتاب شده جا خالی می دهد-
پاسخ:
ممنوووووو..........ن ^_^

۱۵ تیر ۹۶ ، ۱۴:۱۸ پنیر سوئیسی

جدیدا دارم این سریال رو میبینم یاد این پست افتادم . ولی انصافا همه ی دردسرهایی که برای کیم درست میشه به نوعی زیر سر جیمیه ها!

من یه زمان جلسات مشاوره ی رواندرمانی میرفتم. درباره ی مسائل مختلف حرف میزدیم که یکیش همین کمالگرایی افراطی من بود. با یه کتابی آشنا شدم به نام :SOSکمک در مورد هیجانات:مدیریت اضطراب، خخشم و افسردگی

http://psyedu.ut.ac.ir/acstaff/Rostami/book.html

psyedu.ut.ac.ir/acstaff/Rostami/Book/B4.pdf

نمیدونم آشنا هستید یا نه ، اسمش البته غلط اندازه شاید به نظر یه چیزی تو مایه های این کتابای "موفقیت در جیک ثانیه" و این مزخرفات باشه ولی کتاب جالبی بود جدا... ایده ی اصلیش هم دقیقا همینه که ما بیش از اونچه فکر میکنیم روی هیجاناتمون مثل اضطراب کنترل داریم، فقط باید یه سری مسائلی رو رعایت کنیم که مفصله.

پاسخ:
نه نشنیده بودم... ممنون از معرفی واقعا نیاز دارم -_-

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">