Lumière

در امتــــــــــــــــــــداد خیابان وانیلا...

Lumière

در امتــــــــــــــــــــداد خیابان وانیلا...

Lumière


+ما اینجا قوز را به شقیقه ربط می دهیم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

welcome back home my babies :x

پنجشنبه, ۱۷ فروردين ۱۳۹۶، ۰۱:۱۰ ق.ظ

بعد از مدتها، این هفته به خانه برگشته‌اند. 
دوتایشان دست یک آدم مطمئن بود، اما فکر می‌کردم دوتای دیگر را برای همیشه از دست داده‌ام... و می‌دانید که چه حس ناراحتی است.
مخصوصا اینکه کتاب سمفونی مردگانم سنش از من هم بیشتر است و این دنیای سوفی، از اولین نسخه های چاپ شده در ایران است. فکرش را بکنید آدم اینطور کتابها را به کسی قرض بدهد و طرف بعد از بیشتر از هشت سال به روی خودش هم نیاورد. و الان دارم به آن کسی فکر می کنم که خیلی شیک اقدام به پیچاندن آن کتابهایی که تاریخ چاپشان به اوایل دهه ی سی می رسید کرده و  هرگز اسمشان را هم نمی آورد. 
خلاصه اینکه کتابهایی را که قرض می‌گیرید به صاحبشان پس بدهید، هرچقدر هم دوستشان داشته باشید. شاید آن کتاب و کتابها برای صاحبش معنی خاص و ویژه و خاطره انگیزی داشته باشد... 
۹۶/۰۱/۱۷ موافقین ۱۹ مخالفین ۰
Fa E||a

نظرات  (۱۸)

بدقولی در هر زمینه‌ای پذیرفتنی باشه، در زمینه کتاب نیست. من هنوزم دلم پیش چاپ اول «جامعه‌شناسی خودمانی» که یه دوستی قرض گرفت تا بخونه و یه هفته‌ای پس بده و الان پنج‌سال از اون یه هفته می گذره. امان از رودربایستی...
یه توصیه دوستانه بهتون می‌کنم. هرگز پیش کسی که باهاش رودربایستی دارید از هیچکدوم از کتاباتون تعریف نکنید. از ما گفتن...
پاسخ:
تعریف که هیچی، اگه بگی فلان چیز رو دارم هم کفایت می کنه :|
همین کارها رو میکنن که آدم کلا امانت دادن کتاب رو از فرهنگش حذف می کنه دیگه...!
پاسخ:
کار جالبی هم نیست ااصلا. بهرحال کتاب بهتره بچرخه تا گوشه ی کتابخونه خاک بخوره. اما خب وقتی بدقولی میکنن یا خراب تحویل می دن آدم دیگه دلش نمیاد
جا داره بگم: این پیروزی خجسته باد. این پیروزی.

پاسخ:
هرروزتان نوروز :دی
تو قرض دادن دو تا چیز آدم باید وسواس به خرج بده یکی کتاب یکی فلش مموری
پاسخ:
هاها اتفاقا من دوتا مموری هم از دست دادم :| سه تا.
کلا یه سریا فکر می کنن وقتی بهشون فلش میدی ینی دیگه واسه خودشون. مثه سی دی 
تا حالا با اقتدار به هر درخواست قرض گرفتن کتابی جواب رد دادم :دی
امیدوارم همیشه با همین فرمون بتونم ادامه بدم، چون واقعا هیچ چیزی دردناک تر از جدا شدن کتاب های آدم از کتاب خونه ی آدم نیست :|

خوش برگشتن اکورب پکوری هات :دی
پاسخ:
حالا نه درونحد :دی
باز فامیل و اینا اوکی ه برای من، اما مثلا همکلاسی و اینا رو ممکنه یهو دیگه نبینی...
"وقتی نیچه گریست" من هم همینطور از دستم رفت
پاسخ:
امیدوارم اونم زود برگرده :(
دعا کن شازده کوچولوی من هم برگرده:(
پاسخ:
شازده کوچولوی منم تو دوران دبیرستان گرفتن و دیگه ندادن :(
شازده کوچولوهای مظلوم :(
آخ ... خیلی بده ... من یه کتاب رمان داشتم که ده بیست سالی از خودم قدیمیتر بود، یکی گرفت که باباش بخونه و دیگه هرگز برنگشت. اسم کتاب افعی در مشت بود که دایی م یادگاری بهم داده بود. یه فیملی داشتم که ازش خوشم اومده بود، دادم یه نفر ببینه، دیگه برنگشت، متأسفانه نه اسم فیلم رو یادم مونده، نه بازیگرش ، حتی داستان فیلم رو هم دیگه یادم نیست. 
یه کتاب درسی داشتم که یه نفر ازم گرفت چون امتحان داشت، قرار بود بعد امتحانات بهم پس بده، یکی دو سال بعد دست یکی دیگه از دوستان دیدم و از اون پس گرفتم، اون شخصی که گرفته بود پس نیاورده بود و کتاب مورد نظر چرخیده بود بین دوستان :( 
بعضیام کتاب رو پس میارن، ولی می بینی که داغون شده یا خط خطی شده. بعضیا با خودکار تو صفحات کتاب می نویسن که هیچ کاریش هم نمیشه کرد. 
پاسخ:
امیدوارم به طور معجزه آسایی برگردن

هرکس کتاب را به امانت (عاریه) داد، یک دستش را باید برید و هرکس پس بدهد، هر دو دستش را. 

هرگز کتابی به کسی امانت ندهید، چون به شما برگردانده نمی شود. من تمام کتابهای کتابخانه ام امانتی است که از دیگران گرفته ام.  (آناتول فرانس)

وقتی یکی ازت میخواد که بهش کتاب قرض بدی، این جمله هارو تو ذهنت مرور کن واقعا موثره :))
امیدوارم هر کتابی که امانت دادی زود برگرده پیشت :(


پاسخ:
اوه چه خشن :/
من حتی الانم اگه مطمئن باشم طرف کتابو پس می ده بهش امانت می دم. اخه تو کتابخونه بی مصرف افتادن حیفه. دیگه من خیییییییلی بخوام یه کتاب رمان و داستانی رو بخونم، دوبار. ته تهههههش سه بار. که تاحالا اتفاق نیوفتاده سه بار :/

+ممنون  
من هم درزمینه امانت دادن کتاب به دیگران تجربه خوبی ندارم.
و ترجیح می دم تو این مورد بخصوص، خسیس باشم : )

پاسخ:
بنظرم بستگی به ادمش م داره
منم میام اینارو ازت قرض میگیرم . منتها من بدم میاد جلد کتاب کثیف بشه همون اول دورش روزنامه میپیچم ( بهش چسب نمیزنم ) با این که مشکلی نداری ؟
پاسخ:
چسب بزنی دورتادور خودتو روزنامه میپچم چسب میزنم :|
به به چه کتاب هایی

اگر محض رضای خدا ذره ای تمرکز داشتم احتمال 99 درصد دو کتاب "سمفونی مردگان " و "عقاید یک دلقک" جزو کتاب هایی بودن که میخوندم
ولی خوب امان از عدم ترمز دیگه
چه میشه کرد
شما بخون نتیجه اشو بگو :-D

پاسخ:
تمرکز هم ساختنی ه. من خودم تمرکزم داغونه، ولی اخرش که چی. باید روش کار بشه و تربیت شه
۱۷ فروردين ۹۶ ، ۲۰:۱۵ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
به امیدروزی که کتابا برگردند دست صاحب هاشون!
پاسخ:
آمین -_-
کاری نداشت که
میگی فلانی کتابم را پس بده،دهعه ×_×
پاسخ:
همینکه ادم روش بشه این جمله رو بگه خییلیه :دی
بعضیا رو م که می گی به روی خودشون نمیارن :| یا میگن دفه بعد و دفعه ی بعدها
بابا بزرگم یه کتابخونه‌ی بزرگ داشت، بعد یه جا تو همون اتاق یه کاغذ گذاشته بود که " من کتابم ندهم کس، باشد آن کس هرکس":))))))
یادش افتادم :))
پاسخ:
:))))
خیلی خوب بود :)) 
سلامت باشن :)
الان که دیگه الحمدلله کسی کتاب نمیخونه که به بخواد قرض بگیره :|
پاسخ:
حالا هنوز نسلشونم منقرض نشده :دی
من از همین جا اعلام میکنم خیلی خوشحالم کتابات رو پس گرفتی
خیییییییللللللی زیاد خوشحالم:)
کتابای ارزشمندی بوده
از من میشنوی دیگه امانت نده به کسی . والا :|
پاسخ:
ممنونم عزیز :)
این ماجرای پیچوندن و دیر تحویل دادن کتاب ها در مورد فیلم ها هم صدق می کنه.البته این مربوط به سالهای دور میشه که روی cd یا dvd رایت می کردیم‌.و من چقدر از این بابت ضربه خوردم و چه فیلمهای نازنینی که الان معلوم نیست دقیقا تو خونه چه کسی داره خاک میخوره😔😔
پاسخ:
اخ اخ اره:|
منم کلی فیلم به ملت دادم تو دوران مدرسه.... اواخرش دیگه مد شده بود پس ندن :|

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">