Lumière

در امتــــــــــــــــــــداد خیابان وانیلا...

Lumière

در امتــــــــــــــــــــداد خیابان وانیلا...

Lumière

,Éblouie par la nuit à coup de lumière mortelle
Faut il aimer la vie ou la regarder juste passer?

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

از شکنجه‌ها

شنبه, ۲ بهمن ۱۳۹۵، ۰۸:۳۱ ب.ظ

از عذاب های الهی، می توان یکی به نرم افزار پرکاربردی اشاره کرد که کلیدهای شورتکاتش اصلا کار نمی کند و برادری که قاشق دهنی اش را توی خورشت می کند.

همچنین از مفیدترین اعمال بشر در این چند سال اخیر، اختراع موس هایی بود که موس غلطکی را از دور خارج کردند. هرگز عذاب الیمی که آن لعنتی ها به من وارد می کردند فراموش نمی‌کنم.   



+It’s so loud in my head, I can barely hear myself think...

۹۵/۱۱/۰۲ موافقین ۹ مخالفین ۰
Fa E||a

روزمره

نظرات  (۱۵)

۰۲ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۳۹ نیمه سیب سقراطی
ای بابا این برادر شما هنوزم همچین میکنه ؟ :))
پاسخ:
برادر من قسم خورده تا وقتی که من زنده م به این عمل ادامه بده تا وقتی که من دیگه زنده نباشم :| 
تو خورشت مسهل بریز :|
پاسخ:
=))))
بقیه چه گناهی کردن خب :/
قاشق دهنی عذابه؟ بی‌خیالِ دنیا آبجی :)
اگه این چیزا عذاب باشه که زندگی از این هم جهنم‌تر میشه. زیستن به خودی خود جهنم هست، دیگه خودمون هیزم نریزیم توش 
پاسخ:
واقعا موقع دیدن این صحنه انگار با سیخ کتکم میزنن :| 

واااااآی موس غلطکی :))))
واااآی یادش بخیر باید هی اون توپ توی موس رو درمی‌‌اوردیم بعد اون جرم گرفتگی‌هاشو تمیز می‌کردیم تا باز کار کنه *___* 

حالا من و رضا فقط می‌دونیم نباید از مسواک‌های همدیگه استفاده کنیم:)) دیکه باقی چیزها اشتراک پرررر رنگی درش به چشم می‌خوره :دی
پاسخ:
یادش بخیر؟؟  اونا منو پییییر کردن :(((

مخصوصا مثلا توی فتوشاپ، وقتی میخواستی دور یه چیزی رو ببری، فتوشاپ شیش و اینا هم که امکانات زیادی نداشت مثه اهنربا و اینحرفا. بعد تو موس رو میپیچوندی، ولی غلطک و در نتیجه پوینتر نمی پیچید -_- باید صدبااااار میبریدی تا یبار درست در بیاد. من دیگه اخرای کار موس رو میکوبیدم به درودیوار بلکه کار کنه :((

+شما دوتا نزدیک من نیاید کلا  Ծ_Ծ
حالا جدن قاشق دهنی رو توی خورشت میکنه اینقدر عذاب آوره؟
خوبه پس در عصر حجر زندگی نمیکردین. :))
اون قدیما من یادمه کلا برنج رو مادر بزرگا خالی میکردن وسط یک سینی بزرگ و میگفتن بخورید!
خورشت هم اگه بود نهایت توی دو تا کاسه استیل میریختنش. :)
.
اعتراف  میکنم از اون موس ها بیشتر خوشم میومد!
هنوزهم دارم یک دونه ش رو.^_^
پاسخ:
حالا خیلی م عصر حجر نبوده ها، باباهای ما یادشونه :))

+مصائبمو با اون موس ها تو جوابم به توکا توضیح دادم. و حتی دلم نمیخواد بهشون نگا کنم چبرسه به اینکه دووباره توضیح بدم یا اصن بهش فک کنم :((
شدیدا موافقم با پستت! :)
پاسخ:
:)
قاشق دهنی...لیوان دهنی...کلا هرچیز دهنی را خدا بمیراد!

این قضیه اینقد برام مهمه و ازش بدم میاد که باید تو کامنت جدا می نوشتم ازش :| :))
پاسخ:
بلخره یه همدرد پیدا شد.
داشتم زیر بار تمسخر های رنگارنگ کمر خم میکردم :))
پس شکنجه ندیدی :))
پاسخ:
دیگه این یکی دو موردش بود :))
به نظرم خوردن قاشق دهنی کسی. و کلا خوردن دهنی کسی. و کلا حساسیت نشون ندادن به دهنی کسی نشانه ی محبته.
پاسخ:
دقیقا.. من به همین دلیل فقط به یکی دو نفر محدود سر این قضیه واکنش نشون نمی دم :))
ببین من یه دوست داشتم که از دهنی خودش هم بدش میومد:-| 
وقتی که با لیوان آب میخورد دفعه ی بعدی باید حتما از لبه ی دیگه اش استفاده می کرد:-|
اونوقت اون موقعی که دلستر کوچیک دویست تومن بود من و یه دوست دیگه ام نفری صد تومن میذاشتیم رو هم و دلستر دهنی میخوردیم:دی
البته الان این کار برام چندش ناک شده؛)

پاسخ:
منم گاهی وقتا اونجوری میشم -_-  ازونیکی لبه ی لیوان میخورم
اما بعضی وقتا واسم مهم نیس. و هنوز کشف نکردم که به چه موقعیتی بستگی داره :)))

:/
سوسول نباشید
قاشق دهنی توی خورشت زدن خیلی هم مشمئز کننتده نیست انصافا!
پاسخ:
من فوبیاشو دارم فک کنم -_-
قاشق دهنی که اشکالی نداره که =))

پاسخ:
داره داره -_-

به حرف دیگران توجه نکنید قاشق دهنی توی خورش واقعاً چندشه من بودم دعوا درست می‎کردم.
داداشتون چند سالشه مگه؟
پاسخ:
من دیگه خسته شدم از دعوا درست کردن  -_- اصن از حرص من اینکارو میکنه درواقع 
دبیرستانیه
شما کاسه‌ی خودت رو قبل از غذا جدا کنید.
اگه لازم بود چند روز با هیچ کدوم از اعضای خانواده صحبت نمی‌کردم یا دست به اعتصاب غذا می‌زدم چه معنی داره یکی یه کار اشتباه رو با آدم به خاطر لجبازی تحمیل کنه...
پاسخ:
اوه اوه 
این خودش لجبازیه ها ://
سلاممممممممممممممم :))
من این مدت هی خاموش میخوندم روم نمیشد صدام دربیاد اینقدر خونه به خونه شدم ، هی منتظر بودم ببینی اون کامنتو :))
کلی ذوقناک شدم از کامنتت:دی
پاسخ:
ببخشییییییییییییییییید :(
بذار من راجب خونه به خونه شدن اعتراف نکنم :)))

ممنون بابت اون قضیه :*

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">