Aníron

در امتــــــــــــــــــــداد خیابان وانیلا...

Aníron

در امتــــــــــــــــــــداد خیابان وانیلا...

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
محبوب ترین مطالب
آخرین مطالب

وقتی هیچکس من را نمی بیند..

سه شنبه, ۶ مهر ۱۳۹۵، ۰۳:۳۲ ب.ظ


وقتی کسی من را نمی بیند (#ترجمه)


گاهی انقدر سرخوشم که می توانم صد دور، دور خودم بچرخم

گاهی خودم را پشت درهای باز زندانی می کنم

گاهی از این‌همه سکوت برایت می گویم 

چون گاهی من به تو تعلق دارم، و گاهی به باد..

 

گاهی اوقات به یک رشته ی باریک گره خورده ام ، و گاهی به  صدها رشته

و بخدا زمان‌هایی در زندگی من هست که  فکر می کنم  چرا فهمیدن احساسات من انقدر دشوار است، 

احساس کردن احساسی که من دارم؟

سخت است..

 

گاهی نگاهت می کنم، و گاهی تو به من اجازه می دهی

بالهایت را به من قرض بده ، و به رد پاهایت نگاه کن

با وجود تمام اتفاقات، تو هیچوقت مرا نا امید نمی کنی

گاهی برای تو هستم، و گاهی برای هیچکس

گاهی ،از اینکه نمی توانم تمام زندگی ام را به تو بدهم، _قسم می خورم_ ناراحتم، 

و فقط همین لحظه ها.. (برای تو است)

چرا زندگی کردن انقدر سخت است، 

زندگی: مساله همینجاست، اینطور زندگی کردن سخت است...

 

وقتی هیچکس من را نمی بیند، میتوانم باشم یا نباشم

وقتی هیچکس  من را نمی بیند،  می توانم جهان را وارونه کنم

وقتی هیچکس  من را نمی بیند، جسمم نمی تواند من را محدود کند

وقتی هیچکس  من را نمی بیند، می توانم باشم یا نباشم

وقتی هیچکس  من را نمی بیند...

 

من برای تو از اعماق هسته ی وجودی ام می نویسم

از جایی که احساساتم و ذات بی نهایتم سرچشمه می گیرند

بعضی چیزها آنقدر به تو تعلق دارند، که من نمی توانم درکشان کنم

و بعضی چیزها آنقدر به من تعلق دارند که من نمی توانم آنها را ببینم

و بنظرم فکر می کنم که آنها را ندارم و مالکشان نیستم

من زندگی ام را درک نمی کنم ،سطرهای نورانی تاریکی را روشن میکنند، تا من بتوانم تو را ببینم

چراغها را روشن نکن، چون روح و بدن من بی حفاظ است

 

وقتی هیچکس من را نمی بیند، میتوانم باشم یا نباشم

وقتی هیچکس  من را نمی بیند،به شکل تو در می آیم 

وقتی هیچکس  من را نمی بیند، من هم به او (her) فکر می کنم

وقتی هیچکس  من را نمی بیند، می توانم باشم یا نباشم

وقتی هیچکس  من را نمی بیند، جسمم نمی تواند من را محدود کند

وقتی هیچکس  من را نمی بیند...

وقتی هیچکس  من را نمی بیند...

 

گاهی اوقات انقدر حس سرخوشی دارم که می توانم صد دور دور خودم بچرخم

گاهی تو را در چشمانم پشت درهای باز زندانی می کنم

گاهی معنی این سکوت را برایت می گویم 

چون گاهی من به تو تعلق دارم و گاهی به باد

و گاهی به باد...

 

و گاهی... به زمان...



 

Cuando Nadie Me Ve


A veces me elevo, doy mil volteras 
a veces me encierro tras puertas abiertas 
a veces te cuento porque este silencio 
y es que a veces soy tuyo y a veces del viento 
a veces de un hilo y aveces de un ciento 
y hay veces mi vida te juro que pienso 
por que es tan dificil sentir como siento 
sentir como siento, que sea dificil 

A veces te miro y a veces me dejas 
me prestas tus alas revisas tus huellas 
a veces por todo aunque nunca me falles 
a veces soy tuyo a veces de nadie 
hay veces te juro de veras que siento 
no darte la vida entera 
darte solo esos momentos 
por que es tan dificil vivir, 
vivir solo es eso, por que es tan dificil 

Coro: 
Cuando nadie me ve puedo ser o no ser 
cuando nadie me ve pongo el mundo al reves 
cuando nadie me ve no me limita la piel 
cuando nadie me ve puede ser o no ser 
cuando nadie me ve 

A veces me elevo, doy mil volteras 
a veces me encierro tras puertas abiertas 
a veces te cuento porque este silencio 
y es que a veces soy tuyo y a veces del viento  

 


Escribo desde los dentros de mi propia existencia 
donde nacen las ancias, la infinita esencia 
hay cosas muy tuyas que yo no comprendo 
y hay cosas tan mias, pero es que yo no las veo 
supongo que pienso que yo no las tengo 
no entiendo mi vida, se encienden los versos 
que a obscuras te puedo, lo siento no es cierto 
no enciendas las luces que tengo desnudos 
el alma y el cuerpo 

Cuando nadie me ve puedo ser o no ser 
cuando nadie me parezco a tu piel 
cuando nadie me ve yo pienso en ella tambien 
cuando nadie me ve puede ser o no ser 
cuando nadie me ve puedo ser o no ser 
cuando nadie me ve no me limita la piel 
cuando nadie me ve puedo ser o no ser 
cuando nadie me ve no me limita la piel 
cuando nadie me ve puedo ser o no ser 
cuando nadie me ve 

A veces me elevo, doy mil volteras 
a veces me encierro tras puertas abiertas 
a veces te cuento porque este silencio 
y es que a veces soy tuyo y a veces del viento 
a veces del viento 

Y a veces del tiempo...

 


Artist: Alejandro Sanz
Album: El Alma al Aire
Released: 2000


نظرات  (۷)

چقدر چقدرررررر با متنش ارتباط برقرار کردم! عالی بود
بازم مثه همیشه یه پیشنهاد فوق العاده ،ممنونم بابت ترجمه... اینجوری گوش دادنش حال بهتری داره:)
پاسخ:
نوش جان :د
من واقعا حس نزدیکی ب متن دارم...
مرسی از تو. :)
عالی بود، عالی
برگردانت یه سمت، ترجمه بکرت یه سمت
دست مریزاد :)
پاسخ:
ممنون لطف دارید :)

اقا یه سوال, برگردان و ترجمه چ فرقی داره :-! من اینترنت ندارم بسرچم ://
۰۷ مهر ۹۵ ، ۱۴:۰۷ Vincent Valantine
چقدر متن ابتدای پست با ترجمه همخوانی دارند :دی
میشه کاملاً درک کرد که چقدر این آهنگ حرف دل شما رو میزنه
پاسخ:
حالا ترجمه رو چون داشتم اون اهنگو گوش می دادم و دوسش داشتم گذاشتم
تو میدونیم من دلم برات تنگ شده ؟؟؟
ربطیم به متن نداشت !!
متناتو میام میخونم دلتنگ تر میشم
پاسخ:
عزیزمی میدونی؟ :)
کجایی چرا نیستی؟:(
امیدوارم حال و احوالت خوب باشه و روزای پاییزی دلچسبی رو بگذرونی :)
پاسخ:
درگیر و بی نت بودم :دی
ممنون ^_^
۱۹ مهر ۹۵ ، ۲۱:۰۳ شکوفه دانش
چقدر وابستگی و چقدر بیزاری همه جا رو گرفته.
برداشت من از آهنگ :))
پاسخ:
عجب :/
۰۴ آبان ۹۵ ، ۰۱:۵۹ هر روز کلی هدیه رایگان
سلام وقت بخیر . چند موضوع اینجا وجود دارد . یکی اینکه شما قطعا چند زبان خارجی رو آموزش دیده اید یا در حال یادگیری آنها هستید . مورد بعد هم اینکه قطعا همیشه ذر زندگی لحظاتی هست که میشه بهش در آینده افتخار کرد درست همون روزی که بر میگردی به این سایه های موازی میخندی . چقدر خوب بود متن ترجمه . به امید ترجمه متن های دلربا در لحظاتی که در اوج شادمانی هستید تشکر
پاسخ:
ممنونم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">